Browsing Category

فرهنگ و هنر

مغرب

کشتی بزرگی در مغرب ترین آفتاب حرکت میکند .روی آب های آرام دریای مدیترانه ,آفتاب خودش را میدزدد و عینک ها ی آفتابی غلاف میشوند . تنها یک زن روی عرشه کشتی چشمانش را آلوده مغرب نمیکند ,رنگها چشم ها را نوازش می دهند و او پشت این شیشه ی…

کودکانی که راهی نور می شوند

آن ها میمیرند .هر روز ,هر ماه, هرسال .  داخل اتوبوس هایی که از لای پنجره هایش صدای آواز می آید .  آن اتوبوس های زنگ زده اما بانمک و زرد .با راننده ی کلافه ای که گاهی خواب آلود میشود . آن ها میمیرند برای اینکه رفتند یادواره کسانی که روزی…