حکومت رونالدو در سرزمین بانوی پیر

آیا ستاره پرتغالی در کار سران یوونتوس دخالت می‌کند؟

رونالدو یکی از بهترین‌های تاریخ است و آمار فردی باورنکرنی‌ای دارد. اما آیا همه اینها کافی است برای اینکه او بتواند در مسائل کلان باشگاه دخالت کند؟

فرهنگستان فوتبال :

چند روز پیش روزنامه ایتالیایی گاتزتا دلو اسپورت فاش کرد که یوونتوس توانسته موافقت رونالدو را برای جذب ایکاردی به دست آورد. فارغ از اینکه این انتقال انجام خواهد شد، چرا که پپه ماروتا مدیر اینتر گفته است ایکاردی قطعا از جمع افعی‌ها جدا خواهد شد اما او را به یوونتوس نمی‌دهیم، گزاره موافقت رونالدو برای جذب بازیکن در یوونتوس قابل تامل است. اینکه چرا یک بازیکن باید در روند نقل و انتقالاتی تیم تصمیم بگیرد؟ اینکه چرا یوونتوس باید برای خرید بازیکن ابتدا نه با آن فوتبالیست مد نظر که با رونالدو به توافق برسد؟ اینکه دقیقا نقش ستاره پرتغالی در یوونتوس چیست؟ همگی سوالاتی است که بعد از خواندن گزارش گاتزتا در ذهن شکل می‌گیرد. رونالدو خیلی بزرگ استد. او فقط با پیوستنش به باشگاه یوونتوس ارزش سهام این باشگاه را بالا برد. او یکی از بهترین‌های تاریخ است و آمار فردی باورنکرنی‌ای دارد. اما آیا همه اینها کافی است برای اینکه او بتواند در مسائل کلان باشگاه دخالت کند؟ بسیاری از خبرنگاران و رسانه‌ها معتقدند رونالدو هنگام بستن قرارداد بندهایی را در قراردادش می‌گنجاند که باعث می‌شود اختیارش در تیم از حد یک بازیکن بیشتر برود. مثلا گفته می‌شود که در قرارداد رونالدو ثبت می‌شود که او باید پنالتی‌زن تیم باشد یا پشت ضربات کاشته قرار بگیرد. یا مثلا در مورد تعویض‌ شدنش نیز نکاتی به قرارداد گنجانده می‌شود. همچنین اظهارنظرهای رسانه‌ای رونالدو در مورد پیوستن بازیکنان به یوونتوس از زمان حضورش در تورین همیشه نشان داده این بازیکن می‌تواند نظراتش را در سطحی بالاتر از یک بازیکن داشته باشد. مثلا در مورد پیوستن مارسلو یا سرخیو راموس از رئال به یووه. هر بار که رونالدو چنین اظهاراتی می‌کرد، معلوم می‌شد باشگاه نیز تلاش‌هایی برای جذب این بازیکنان داشته است. در واقع می‌توان گفت رونالدو به خاطر جایگاهش توانسته تیم را تحت تاثیر خود قرار دهد. امپراتوری رونالدو در سرزمین بانوی پیر کاملا مشخص است. او کاری کرد که دیبالا در فصل قبل نیمکت‌نشین شود و بعد هم به فکر ترک تیم بیفتد. همچنین گفته می‌شود رونالدو بوده که در سر انتقال لوکاکو از منچستر به تیم تورینی مانع ایجاد کرده است. فصل قبل آلگری باز هم مثل همیشه توانست سری آ را برای یوونتوس به ارمغان بیاورد. اما در پایان فصل تصمیم گرفت تورین را ترک کند. این در حالی بود که به نظر می‌رسید پروژه او با یووه به پایانش نرسیده است. اگر جدایی آلگری را بگذاریم کنار قدرت بی‌اندازه رونالدو در یوونتوس شاید بتوانیم به این نتیجه برسیم که بین بودن سی‌آر‌سون و رفتن تئوریسین تیم رابطه‌ای وجود دارد. حالا شاید این رابطه مستقیم و خطی نباشد اما با چند متغیر بتوان این دو را به هم مرتبط کرد. بعد از آمدن ساری به یوونتوس نیز بسیاری از کارشناسان پیش‌بینی کردند که سرمربی جدید شاید نتواند با ستاره‌ای در این حد بزرگ به خوبی کنار بیاید. در بازی یوونتوس با اینتر در مسابقات پیش فصل، نگاه چپ چپ رونالدو به سرمربی تیم هنگام تعویض خبرساز شد. انگار رونالدو حتی انتظار تعویض شدن در یک مسابقه دوستانه را هم ندارد. سخت است بتوان گفت که چنین رویکردی دقیقا با همین ابعاد در تیم وجود دارد یا نه. ولی ادعای نبودش نیز ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد. آنچه در موردش بحث صورت می‌گیرد مثبت یا منفی بودن چنین نفوذی است.

بسته شدن تیم بر اساس توانایی‌های رونالدو و فراهم کردن همه تمهیداتی که او بتواند بالاترین بازدهی را از خودش نشان دهد شاید پروژه چندان بدی هم نباشد. بالاخره همه دیده‌اند که او چگونه نقش غیر قابل انکاری در قهرمانی‌های رئال در لیگ قهرمانان ایفا کرده است. در این پروژه، مبنا رونالدو قرار می‌گیرد و باقی بازیکنان همچون ستاره‌هایی در اطرافش چیده می‌شوند. البته این ممکن است در آینده پروژه بازیکن سالاری را در تیم کلید بزند یا سایر بازیکنان را از این روند ناراضی کند. اما واقعا کدام یک از بازیکنان نه تنها یوونتوس که جهان فوتبال می‌توانند ادعا کنند که در جایگاه رونالدو هستند؟