پیشرفت و نافیان آن

استیون پینکر – استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد:

روزانه مردم با خبرهای وحشتناک و هراس آور بسیاری روبرو می شوند، از تیراندازی، نابرابری، آلودگی، دیکتاتوری، و جنگ گرفته تا گسترش سلاح های هسته ای. به دلایلی مانند این ها بود که 2016 را بدترین سال تاریخ نامیدند … تا اینکه 2017 از راه رسید و این عنوان را از آن خود کرد! در نتیجه بسیاری از مردم آرزوی بازگشت به دهه های گذشته را کردند، وقتی که جهان امن تر، تمیزتر، و برابرتر بود. اما آیا این روشی منطقی برای درک شرایط زندگی انسانی در قرن بیست و یکم است؟ در عمل دلیل این حس دلتنگی و نوستالژی برای گذشته چیزی بیش از حافظه ضعیف ما نیست.

با احتساب تمام اختلافات، مردم تقریبا توافق دارند که پیشرفت و بهبود شرایط انسانی شامل این موارد است: عمر، سلامتی، امرار معاش، رونق، صلح، آزادی، امنیت، دانش، تفریح، و شادی، که همگی قابل اندازه گیری هستند.

در بیشتر طول تاریخ امید به زندگی حدود 30 سال بود، ولی این رقم اکنون در جهان بطور میانگین بیش از 70 سال است. دویست و پنجاه سال پیش در ثروتمندترین کشورهای جهان یک سوم کودکان قبل از 5 سالگی تلف می شدند، اما این رقم اکنون در فقیرترین کشورهای جهان کمتر از 6 درصد است. دویست سال پیش 90 درصد جمعیت جهان در فقر مطلق زندگی می کردند، امروز این رقم کمتر از 10 درصد است.

در طول بیشتر تاریخ بشر، دولت ها و امپراطوری های بزرگ مدام در حال جنگ با یکدیگر بودند، اما امروزه دیگر چنین جنگ هایی وجود ندارند. همچنین کل میزان مرگ و میر سالانه ناشی از جنگ هم از 22 نفر (در هر یکصد هزار نفر) در اوایل دهه 1950 به 1.2 نفر رسیده است. با در نظر گرفتن کاهش شدید میزان مرگ ناشی از تصادفات رانندگی، سقوط هواپیما، حوادث در حین کار، و فجایع طبیعی (زلزله، سیل، آتش سوزی)، زندگی ما از همه جهت ایمن تر از قبل شده است. از طرف دیگر در عرصه سیاست هرچند دموکراسی در کشورهایی چون ونزوئلا، روسیه و ترکیه دچار مشکلات جدی شده، اما جهان هرگز به اندازه امروز دموکراتیک نبوده و دو سوم مردم جهان تحت دموکراسی زندگی می کنند. بهبود های مشابه را همچنین می توان در زمینه هایی چون کاهش قحطی، نرخ قتل، میزان ساعت کاری، افزایش سواد، میزان استفاده از آب لوله کشی و دسترسی به وسایل خانگی برقی مشاهده کرد.

توجه به این آمار نشان میدهد که اعتقاد به پیشرفت ناشی از خوش بینی و اعتقاد کورکورانه نیست بلکه واقعیت تاریخی انسانی است. اما این واقعیت چگونه در اخبار انعکاس یافته است؟ بررسی کلمات مثبت و منفی بکار رفته در اخبار نشان میدهد در طی این دهه ها که انسان ها سلامت تر، ثروتمندتر، داناتر، ایمن تر و شادتر شده اند، اخبار جهان روز بروز منفی تر و غمناک تر شده است.

اما چرا مردم قدر پیشرفت را نمی دانند؟

بخشی از پاسخ در روانشناسی شناختی است. ما ریسک را بر مبنای یک روش میانبر ذهنی بنام “هیوریستیک دسترسی” محاسبه می کنیم، یعنی هر چه یک چیز راحت تر به ذهنمان بیاید، احتمال وقوعش را بالاتر تخمین میزنیم. بخش دیگر پاسخ از ذات خبرنگاری می آید. اخبار در مورد اتفاقاتی است که به وقوع می پیوندند نه آنچه اتفاق نمی افتد. شما هیچ وقت نمی شنوید که خبرنگاری از کشوری که در آن 40 سال صلح برقرار بوده گزارش دهد {چون اخبار همیشه از اتفاقات بد می گوید، ما هم تصور می کنیم تعداد آنها بیشتر است}.

بعلاوه، اتفاقات بد می توانند در یک لحظه به وقوع بپیوندند، اما اتفاقات خوب زمانبر هستند. روزنامه ها می توانند این خبر را چاپ کنند که دیروز 137 هزار نفر از فقر مطلق خارج شدند، اتفاقی که هر روز و در طی 25 سال گذشته به وقوع پیوسته، این یعنی یک میلیارد و دویست و پنجاه میلیون نفر، ولی شما هیچ وقت این خبر را نمی بینید. همچنین اخبار بر مبنای تمایل درونی شما به اتفاقات بد عمل می کند. حال اگر این تعصبات شناختی انسانی را با ذات خبررسانی ادغام کنید، درک میکنید که چرا در زمان شنیدن اخبار بنظر میرسد جهان سالهاست به انتها رسیده است.

این منفی نگری افراطی باعث ایجاد دیدگاه غلط نسبت به واقعیت بیرونی می گردد، مثلا موجب نگرانی مردم در مورد جرم و جنایت می شود درحالیکه آمار آن عملا در حال نزول است. یک نظرسنجی در سال 2016 نشان داد 77 درصد مردم آمریکا موافق بودند داعش برای بقای آمریکا یک خطر جدی است، اعتقادی که چیزی بیش از توهم نیست. تحقیق دیگری نشان داد مصرف اخبار منفی باعث درک ناصحیح ریسک، اضطراب، شرایط روحی ضعیف تر، احساس ناتوانی، خصومت نسبت به دیگران، حساسیت زدایی، و در بعضی موارد دوری کردن از هرگونه اخبار می گردد.

البته که باید از عذاب و رنجی که اتفاق می افتد آگاه باشیم، اما همچنین باید به اینکه چطور آن ها را کاهش دهیم فکر کنیم. اگر تمام تلاش های ما برای بهبود جهان بی فایده بوده اند، چرا اصلا باید به خود زحمت اصلاح بدهیم؟ فقر همیشه باقی خواهد بود، و از آنجایی که جهان رو به نابودی است، یک تمایل طبیعی این است که فقط از حال خود لذت ببریم. خطر دیگر منفی نگری رادیکالیسم است. اگر تمام نهادهای ما شکست خورده و غیرقابل اصلاح هستند، پاسخ طبیعی ما تمایل به نابودی شان خواهد بود، با این امید که هر چه از پس این نابودی برمی آید بهتر از آنچه اکنون داریم باشد.

استیون پینکر نویسنده کتاب عصر روشنگری اکنون

حال اگر پیشرفت واقعا وجود دارد، عامل ایجاد آن چیست؟

پیشرفت یک نیروی مرموز یا دست تاریخ برای حرکت به سمت عدالت نیست، بلکه نتیجه تلاش انسان ها و متاثر از ایده عصر روشنگری قرن هجدهم است، این ایده که اگر از علم و منطق که شرایط انسانی را بهبود میدهند استفاده کنیم، می توانیم کم کم موفق شویم. پیشرفت به معنی این نیست که شرایط برای همه انسان ها و در همه زمان ها بهتر می شود. پیشرفت یعنی حل مشکلات. مشکلات اجتناب ناپذیر هستند، و راه حل ها خود بوجود آورنده مشکلات جدید هستند که خود باید حل شوند. مشکلاتی که جهان امروز با آن مواجه است عظیم هستند، مثلا خطر تغییرات اقلیمی و جنگ هسته ای، ولی ما باید آنها را بصورت مشکلاتی که باید حل شوند ببینیم و نه آخرالزمان.