از «سرِ شکسته» تا «سرشکسته‌گان»

 

آرش رازانی:

طبق تحقیق محمدرضا جلایی پور: «مراکز شکل‌گیری اعتراضات آبان‌ماه (که بیشتر در حاشیه‌ٔ شهرهای بزرگ ایران بود)، داده‌های به‌دست‌آمده دربارهٔ ترکیب جمعیتی هزاران بازداشت‌شده‌ و صدها جان‌باختهٔ این اعتراضات (نشان می‌دهد)که اغلب جوانان محروم و حاشیه‌نشینِ ۱۶ تا ۲۴ سالهٔ کم‌درآمد، بیکار، بی‌افق و کم‌تحصیلات بوده‌اند»

به عبارت دیگر، ما با طوفان خشم افرادی مواجه هستیم که یا فرزند خانواده‌ ای به حاشیه رانده شده‌ و یا سرپرست خانواده‌ی تازه تشکیل شده‌ای هستند.کسانی که والدین خود و یا خود آنها در حالی که سعی بر کار شرافتمندانه و حفظ حریم و رفاه حداقلی برای زندگی شان بوده‌اند، بی تقصیر و بر اثر سقوط ارزش پول و کاهش ارزش دستمزد و یا درآمدشان ناچار از زندگی در حاشیه‌ی شهر، کاهش درآمد و کاستن ناچار از رفاه خود و خانواده شان شده اند.

اگر این سقوط اقتصادی خانواده و فروکاسته شدن شئون زندگی افراد در اثر عوامل خارج از اختیار آنها را نوعی « تجاوز اقتصادی» به خانواده بنامیم، سخنی به گزاف نگفته‌ایم. تصور صدها و هزاران نفر که به دلیل اینکه توان مالی حفظ سطح زندگی متوسط یا فقیرانه ی خود را نداشته اند و طی دو سال گذشته ناچار از زندگی در حاشیه و سرافکندگی و شرمندگی نزد خانواده خود شده اند، هر دلی را به درد می‌آورد.

حال، تصور کنید که این گروه بزرگ افراد برای حفظ معاش حداقلی خود یا ناگزیر از طی مسافت طولانی برای رسیدن به محل کار خود با وسایل حمل و نقل عمومی هستند و یا اصلا وسیله ی امرار معاش آنها موتورسیکلت و یا خودروهای ارزان قیمت پر مصرف ساخت داخل است. شوک ناگهانی افزایش قیمت بنزین، آن هم بدون اطلاع و جلب نظر افکار عمومی در حکم آن سنگی بود که ناگهان بر سر مردم خورد و آنها را خشمگین ساخت.

خشم کور این سرشکستگان، چون طوفان ویرانگری بر سر بانک‌ها و فروشگاهها و خودروها و هر چه بر سر راه آنها پیدا میشد نازل گشت. گرچه ،وجود گروههای آموزش دیده و مزدور خرابکار و همچنین دسته های سازمان یافته ی اراذل و اوباش محلی در این خرابی‌ها را نمی‌توان انکار کرد؛ اما نمی‌توان و نباید چشم بر وضعیت روحی و خشم فروخورده‌ی خیل سرشکستگان حاشیه نشین پوشید.

رفتارشناسان در باره ی نحوه ی جلوگیری از تبدیل کودک آسیب دیده‌ای مانند بیجه به جنایتکاری بزرگ، اکیدا توصیه می‌کنند که موارد مشابه را می‌باید تحت مشاوره و روان درمانی و مراقبت شدید و دقیق قرار داد تا آن خشم از وجود او خارج شده و همه ی مردم را به چشم سوژه ی انتقام خود ننگرد. آیا کسی هست که به فکر التیام زخم روح خیل سرشکستگان حاشیه نشین باشد؟