دیماه ۹۶ روندی شروع شد که طبقات پائین شروع کردند تا به هر نوع ممکن خود را مرئی کنند تا صدای درد و رنح هایشان شنیده شود چرا که ادامه زندگی حداقلی هم برایشان به مرز ناممکن رسیده است

ولی به دلیل ساخت فکری بالایی ها نه تنها صدای آنها شنیده نشد بلکه قدرتمندان چون گمان کردند انرژی اعتراضی مردم تمام شد فرایندی را با لجاعت پی گرفتند که شکاف بین بالایی ها و پائین ها را از مرزهای غیر قابل تحمل هم عبور دادند و خوش خیالانه در جریان افزایش نرخ بنزین با یک تمعهید ساده یعنی اعلام ناگهانی آنهم در شبی که به تعطیلی ختم می شد گمان کردند می توانند پائینی ها را در برابر یک کار انجام شده قرار بدهند و ماجرا را به راحتی جمع کنند، رخداد آبان ۹۸ نشان داد که مسایل به این سادگی نیست

 

شواهد و سخنان مسئولان نشان می دهد آنها چون گمان می کنند تظاهرات را به هر قیمتی جمع کردند می توانند پروژه گران سازی را راحت تر ادامه دهند و حذف پائینی ها را به لایه های پائین و میانه طبفه متوسط هم بکشانند و به همین دلیل قیمتها افسار گسیخته به سمت بالا می شتابد و تنها چاره یی که در برابر اعتراض ها اندیشیده می شود زمین گیر کردن اینترنت در معنای جهانی اش و فربه کردن سیستم جمع آوری اعتراض هاست و بس

 

هر چقدر لجاعت و مفاومت در برابر خواست مردم بیشتر می شود افق آینده تیره و تارتر می شود ، اتفاقات روز دانشجو در دانشگاه و واکنش طرفداران تیم استقلال برای حذف مربی موفق شان نشان می دهد پائینی ها اگر هم بخواهند نمی توانند بدتر شدن وضعیت خود را بخلطر مدیریت بی تعهد ، رانتخوار و ناکارآمد ببینند و سکوت کنند ، دیالکتیک اعتراض و سرکوب تا کجا می تواند پیش برود تا به طور کلی هستی جامعه را دچار فروپاشی نکند . فوری ترین راه حل پذیرش واقعیت و تغییرات متناسب با آنست ولی قرائن نشان می دهد این اتفاق نخواهد افتاد و سیر خود انگیخته رخدادها کشور را به سمت جهانی ناشناخته پیش می برد که حتی گمانه زنی از آن دردناک است