شکاف های قومی در ایران برساخته رسانه ای است!

جواد رنجبر درخشی لر:

 

افزون بر این که قوم در ایران یک گرته برداری ناشیانه از واژه غربی ethnic است می توان گفت که بخش بزرگی از آنچه شکاف های قومی دانسته می شود برساخته سیاستمداران میان مایه یا رسانه هاست.
در این نوشته فقط به رسانه ها می پردازم.
در تلویزیون و سینمای ایران به ویژه پس از انقلاب نوعی تفاوت فرهنگی باسمه ای و کلیشه ای بین شهرهای ایران برساخته شد و لهجه ها، به ویژه برای اقشار فرودست، جایگزین جذابیت های بصری و سمعی ممنوع شد.
مثلا در حالی که در واقعیت اجتماعی ترک زبان ها جزو مرفه ترین اقشار ایران بوده و هستند همواره در سینما و تلویزیون نقش های سپور و حمال به آن ها داده شد. این توزیع نقش نیازمند یک بررسی جامعه شناختی دقیق است. چه در ذهن کارگردان ها می گذشت که به چنین اشتباه بزرگی افتادند؟ شاید آثار نوعی خودبرتربینی پایتختی بوده باشد. شاید.
در سوی دیگر این جعل ها فیلم هایی ساخته شدند که در آن ها شخصیت هایی حضور دارند که فارسی نمی دانند.
مثلا در فیلم “عبور از غبار” ساخته خانم پوران درخشنده در سال ۱۳۶۸ با بازی زنده یاد استاد خسرو شکیبایی زنی وجد دارد که حتی یک کلمه فارسی نمی داند. واقعا در کدام شهر یا روستای ایران امروز یا حتی پنجاه سال پیش مرد یا زنی پیدا می شد که فارسی نداند؟
حدود سی و پنج سال پیش در کارگاه پدربزرگم روستاییان اطراف تبریز را می دیدم که موسیقی فارسی گوش می کردند، سریال های فارسی را می دیدند و درباره آن ها حرف می زدند، دفاتر خودشان را به فارسی می نوشتند و اگر لازم بود فارسی حرف می زدند. روستاییانی که هیچ گاه از منطقه خودشان خارج نشده بودند.
چرا فیلم ها مسایل زبانی ایران را تحریف می کنند؟ قطعا تاثیری که جعل های این فیلم ها بر ذهن مخاطب می گذارند به سختی پاک می شود.

WP2Social Auto Publish Powered By : XYZScripts.com