درهای مدیریت کشور باید باز شود

✍ عباس عبدی
 نگاه نو- در تعطیلات نوروز حس نوشتن کمتر به دست می‌آید. حداقل بنده چنین هستم بویژه نوشتنی که برای انتشار روزانه باشد. برای نوشتن یک یادداشت باید با موضوع درگیر شد و به طور پیوسته درباره آن فکر و گفتگو کرد تا در نهایت درباره آن موضوع به چارچوبی رسید و نوشت. این درگیری ذهنی در تعطیلات طولانی کمتر رخ می‌دهد. به همین علت نتوانستم درباره سیل مطلبی بنویسم که شایسته این بحران و درد و رنج مردم مناطق سیل‌زده باشد.
ولی یک علت دیگر هم برای عجله نکردن در نوشتن هم پیش آمد و آن مطالعه نظرات بغایت متضاد دیگران بود، اعم از نوشت‌های افراد عادی یا نویسندگان و یا مسئولین. بعد از خواندن این همه تعارضات دیدگاهی و با وجود این همه تفاوت‌ها و تضادهای رویکردی، به این فکر افتادم که چگونه می‌توانیم درباره مسایل و حوادثی مهم و نیز درباره حکومت‌داری، به حداقلی از تفاهم برسیم. این مقدمه را داشته باشیم تا به نکته دیگری بپردازم.
یکی از کتاب‌هایی را که در تعطیلات امسال خواندم «راهنمای تفکر نقادانه» با زیر عنوان عنوان «پرسیدن سوال‌های به‌جا» بود. ترجمه کوروش کامیاب و ویراستاری هومن پناهنده. خوشحال بودم که دیدم چاپ نهم آن را دارم. اگر به تعداد تیراژ این کتاب آن را خوانده بودیم، در این صورت بعید بود که این همه بی‌منطق و با مغلطه سخن بگوییم. به طور تقریب می‌توانم بگویم که کمتر متنی را دیدم که درباره سیل اخیر باشد و واجد یکی از ضعف‌های منطقی برشمرده در این کتاب نباشد. شاید یکی دو تا متن چنین بودند ولی سایر نوشته‌ها هر کدام به تناسبی از یک متن معتبر فاصله داشتند. شاید جاری شدن این سیل نظرات، بدون رعایت اصول منطقی و تفکر نقاد، خطراتی بیشتر از سیل ناشی از باران داشته باشد. اشتباه نشود، قصدم تخطئه هیچ کس نیست. همه ما کمابیش در این فرآیند مشارکت داریم و مقصر هستیم.
روز چهارم فروردین بود که یکی از روزنامه‌نگاران متعهد و خوب تماس گرفت و پرسید که به عنوان انجمن صنفی روزنامه‌نگاران برای سیل‌زدگان چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ پاسخ دادم که به صفت یک شهروند هر کس هر کمکی که می‌تواند باید انجام دهد ولی به صفت انجمن کاری که می‌کنیم باید متناسب با حرفه ما باشد، لذا پیشنهاد شد که در حد توانِ انجمن و با کمک گرفتن از افراد خیرخواه امکانات لازم برای تهیه یک گزارش تحقیقی از سیل گلستان فراهم شود. ابتدا تصور می‌شد که مسأله فقط محدود به گلستان خواهد شد، ولی در ادامه معلوم شد که هموطنان عزیز لرستانی و خوزستانی و سایر مناطق نیز دچار این مشکل شده‌اند. در هر صورت ما کار خود را به همان سیل گلستان محدود می‌کنیم. شاید بتوانیم درباره لرستان و خوزستان و احتمالاً رخداد غیرمنتظره دروازه قرآن شیراز نیز گزارش تحقیقی ویژه‌ای تهیه کنیم.
نکته بعد این که متأسفانه باید گفت گزارش ملی پلاسکو اگرچه تهیه شد ولی در عمل مورد توجه و اقدام قرار نگرفته است. در حقیقت نظام عصبی مدیریت کشور در برابر مسایل واکنش‌های مناسب را نشان نمی‌دهد. این وضعیت به آن علت است که هرگونه اصلاح موثر در امور به ناچار در سطح جزییات محدود نخواهد ماند. در واقع اصلاحات جزیی راهگشا نیست. در نهایت اصلاحات باید به سطوح مدیریتی و نظام رسانه‌ای و ساختار نظارتی رسمی (قضایی) و ساختار نظارت غیر رسمی (مردمی و رسانه‌ای) برسد. بدون این تحولات ممکن نیست که اصلاحات خرد و کوچک نتیجه‌بخش شود.
در ناکارآمدی نظام مدیریتی کافی است که بپرسیم رییس سازمان مدیریت بحران کشور و نیروهای تحت امرش واجد چه توانایی‌ها و صلاحیت‌هایی هستند؟ و اصولاً معیار انتصاب آنان به این پست چه بوده است؟ کارآیی آنها در حوادث قبلی از جمله زلزله کرمانشاه و نیز همین سیل چگونه بوده است؟ آقای وزیر کشور می‌باید در باره این انتصاب خود پاسخگو باشد و توضیح دهد. همچنین چرا استانداران منصوب شده تا این حد غیر مسئول و بی‌تفاوت هستند بطوری که عطای خدمت به مردم در چنین شرایطی را به لقای سفر خارجی می‌بخشند؟ البته نه اینکه چنین مشکلی منحصر به سازمان مدیریت بحران یا دیگر نهادهای دولتی است، بلکه در سایر نهادهای حکومتی نیز وضع لزوماً بهتر نیست.
تا هنگامی که درهای مدیریت کشور به روی نیروهای کارآمد (و این مسأله جناحی اصول‌گرا و اصلاح‌طلب هم نیست) باز نشود و اداره کشور همچنان بر دوش افرادی باشد که حداکثر ۱۰ تا ۲۰ درصد جامعه را نمایندگی می‌کنند وضع از این بهتر نخواهد شد. باز شدن درهای مدیریتی باید همراه با آزادی رسانه رسمی و فراگیر شدن آن باشد. در مورد اهمیت نکات دیگر جداگانه باید اشاره کرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.