خشکسالی و ترسالی !

✍  کاوه مدنی
 نگاه نو-  ما چیزی به نام خشکسالی ۳۰ ساله نداریم. کسی نمی‌تواند تَرسالی و خشکسالی ۳۰ ساله برای ایران پبش‌بینی کند. باور به اینکه تَرسالی یا خشکسالی ۳۰ ساله داریم تنها آسیب پذیری ما را بالا می‌برد. اگر باور کنیم خشکسالی دایمی است همین اتفاق‌های امروز می‌افتد.
باور به اینکه خشکسالی دایمی است موجب می‌شود که در یکسری حوزه‌ها و مناطقی که پیشتر دستخوش سیل بوده ساکن شویم. با این ایده که دیگر سیلی در کار نخواهد بود. در همین حال در پایین‌دست سدها توسعه اراضی داده و مردم را ساکن کرده و کاربری اراضی را تغییر داده و به حریم رودخانه‌ها وارد شده و در بستر رودخانه‌ها کارهایی کردیم که در نهایت جز دردسر برای مردم نفع دیگری به دنبال نخواهد داشت.
برخی خیلی سریع نتیجه‌گیری کرده‌اند که ما وارد دوره تَرسالی شده ایم، درست نیست. ما حتی نمی‌دانیم سال آینده تَر خواهد بود یا خشک و نرمال.
مدیریت مخزن یکی از نخستین جاهایی است که یک متخصص آب دچار مشکلات متعددی می‌شود، از یکسو باید سد را خالی کرد تا در صورت وقوع سیل مخزن سد جا داشته باشد و از سوی دیگر آب را باید برای کشاورزی‌ در ماه های آتی ذخیره کنیم. در عین حال وقتی سال‌های خشک متمادی را پشت سرگذاشته ایم دچار طمع آب‌اندوزی می شویم و یادمان می‌رود که بخشی از کارکرد این سدها در مرحله طراحی کنترل سیل بوده است.
وقتی نمی‌دانیم پیش‌بینی‌ها چقدر دقیق هستند می‌ترسیم که سد را خالی کنیم. این شرایط را در سیل اخیر دیدیم و بر خلاف آنچه گفته شده که در سیل اخیر همه سدها قطعا به مهار سیل کمک کردند، می‌بینیم مخازنی بوده اند که پر بودند و در خالی کردن به موقع آنها تعلل شده است. مدیران با وجود پیش‌بینی‌ها حاضر به تخلیه به موقع آب مخازن نشدند.همینجا است که فرق میان مدیر ناشی و مدیر پر دل و جرات مشخص می‌شود. مدیری که زیادی محافظه‌کار است در چنین مواقعی خطرساز می‌شود.
در حال حاضر دعوا بر سر اینکه چه کسی مقصر است درست نیست. اما آنچه تا اینجا بر اساس بررسی ها اولیه به دست آمده این است که در جایی مثل دروازه قرآن پرکردن مسیلی که به طور طبیعی برای تخلیه سیلاب استفاده می‌شد یکی از از عوامل جدی حادثه بوده‌است.
در آق‌قلا نیز وقتی به تصاویر ماهواره‌ای نگاه می‌کنیم می‌بینیم که نقطه شکست در مسافت و فاصله‌ای با سد رخ داده و جایی بوده که رودخانه به خاطر دخل و تصرف در حریم و احتمالا رسوب‌گذاری ظرفیت طبیعی برای انتقال سیلاب را از دست داده است. وقتی به حریم رودخانه تجاوز می‌شود حریم آن از پیش کوچک‌تر شده و مردم نیز رفته رفته فراموش می‌کنند که روزی اینجا حریم رودخانه بوده است.
بر اساس قانون توزیع عادلانه آب مصوب سال ۱۳۶۱ وزارت نیرو مسوولیت دارد جلوی تجاوز به حریم رودخانه را بگیرد. متاسفانه این کار به درستی انجام نشده و در سراسر کشور ظرفیت طبیعی رودخانه‌ها و مسیل‌های طبیعی را از دست دادیم.
وقتی آب سطحی کافی نیست ما سراغ آبهای زیرزمینی می‌رویم و تبعاتش را هم می‌بینیم. تمام آنچه برای آب‌های زیرزمینی اتفاق افتاده از افت سطح آب‌های زیرزمینی گرفته تا فروچاله ها و همینطور خشک شدن تالاب‌ها تا نابودی محیط زیست همگی نشانه‌های ورشکستگی آبی است. اینکه بگوییم  دوره ورشکستگی آب در ایران به پایان رسیده شبیه سخنان ترامپ است. سال گذشته وقتی سرما و برف شدیدی در آمریکا آمد او تویت کرد که تغییر اقلیم کجا است؟ و اینکه ما به گرما نیاز داریم. او سعی کرد از این فرصت استفاده کند تا بگوید تغییر اقلیم وجود ندارد چرا که نمی‌خواهد درباره تغییر اقلیم مسوول باشد. در ایران هم گروهی دوست دارد که در یک سال تر، کل صورت مسأله را پاک کند.
ایران نیاز دارد تا مصرفش را با موجودی طبیعی‌اش تطبیق دهد.اما در حال حاضر فاصله خیلی زیاد است و ما نیازمند کاهش مصرف آب در ایران هستیم صرف نظر از اینکه میزان بارندگی در کشور چقدر باشد.
ما در پی فقدان برنامه‌ریزی لازم نتوانستیم از این آب برای افزایش سطح آب‌های زیرزمینی‌ استفاده بهینه کنیم. بخشی از این آب جذب آب‌های زیرزمینی می‌شود اما با برنامه‌ریزی می‌شد استفاده بسیار بهتری از این بارش‌ها داشت. هر وقت سطح آب زیرزمینی ما به سطح مطلوب بازگشت و تالاب‌های ما احیا شد و رودخانه‌های ما زنده شد، آنوقت می‌توانیم بگوییم که کشور از حالت ورشکستگی آب خارج شده است.
اعتقاد دارم الان زمان کمک است لیکن بعدا قوه قضاییه وسازمان بازرسی باید ورود کنند چرا که خیلی کارها باید به موقع انجام می‌شد که نشد. برخی چیزها از اختلاس هم بدتر است. پای جان مردم در میان است.
باید درس بگیریم؛ هم از خطای خودمان بیاموزیم و هم از خطای دیگر کشورها. متاسفانه ما حاضر نیستیم از خطاها بیاموزیم. تلخ است که برای یاد نگرفتن‌ها هم باید هزینه بپردازیم.
WP2Social Auto Publish Powered By : XYZScripts.com