آیا روسیه به سویدن یا فنلند حمله نظامی خواهد کرد؟

سویدن و فنلند دو کشور عضو اتحادیه اروپا، قرار است تا چند هفته دیگر عضو ناتو شوند. اولی با بیش از هفده میلیون نفوس با روسیه مرز آبی و دومی با بیش از ده میلیون نفوس با روسیه مرز زمینی دارد. روسیه عضویت این دو کشور به ناتو را تهدید امنیتی به خود تلقی می‌کند؛ از این رو، جهان نگران واکنش نظامی احتمالی این کشور در برابر سویدن و فنلند است. در تحلیل فشرده‌ای که می‌خوانید، سعی شده به دو پرسش زیر در پیوند به این نگرانی پاسخ داده شود:

پرسش یکم: چرا سویدن و فنلند تلاش دارند که عضو ناتو شوند؟

پاسخ: گمان می‌رود که ایالات متحد امریکا این دو کشور را خلاف میل‌شان، تشویق یا وادار به پیوستن به ناتو کرده باشد با این هدف که روسیه به ضد این دو یا یکی از این دو کشور تحریک به اقدام نظامی شود تا توان نیروهای نظامی آن از راه انتشار در جبهه دیگر، به‌شدت تضعیف شود. خطای راهبردی امریکا در حمله نظامی روسیه به اوکراین شاید این بود که این کشور گمان کرده بود روسیه دولت اوکراین را سقوط می‌دهد و آن‌گاه اوکراینی‌ها به تشویق و همکاری امریکا و اروپا آماده جنگ چریکی علیه نیروهای روسیه می‌شوند و بدین‌گونه روسیه درگیر جنگ فرسایشی خواهد شد. حالا معلوم شده که روسیه با پرهیز از سرنگون‌کردن دولت اوکراین، در حال بدل‌کردن این کشور به دردسر طولانی‌مدت برای اروپا و امریکاست، این‌جاست که امریکایی‌ها شاید در پی این باشند که پای روسیه را به جبهه تازه‌ای بکشند، با این امید که روسیه سرانجام نخواهد توانست فشار جنگ را در دو جبهه تحمل کند و در نهایت مجبور به عقب‌نشینی خواهد شد. سود چنین احتمالی برای امریکا این است که توان نظامی روسیه را در سرزمین‌های غیر از خاک خود به چالش کشد تا در صورت باخت، هزینه کم‌تر بپردازد؛ بدون توجه به این‌که کشورهای خط مقدم با روسیه متحمل چه خسارت‌هایی خواهند شد.

پرسش دوم: آیا روسیه به یکی از این دو کشور حمله نظامی شبیه حمله این کشور به اوکراین خواهد کرد؟

پاسخ: طبیعی است که روسیه در برابر پیوستن سویدن و فنلند بی‌واکنش نخواهد ماند؛ اما خلاف پیش‌بینی احتمالی امریکا، گمان نمی‌رود که روسیه به سویدن یا فنلند حمله نظامی کند. روسیه به جای اقدام نظامی علیه این دو کشور که برایش از لحاظ نظامی، اقتصادی و سیاسی پرهزینه خواهد بود، سعی خواهد کرد که در مرزهای این دو کشور دست به آرایش نظامی بزند؛ به این معنی که نیرو و سازوبرگ‌های پیشرفته نظامی در مرزهای این کشورها مستقر کرده، با راه‌اندازی رزمایش‌های نظامی وانمود کند که به این کشورها حمله می‌کند. با چنین روشی، روسیه می‌تواند سایه ترس سنگینی در این دو کشور بگستراند. نفس ایجاد چنین رعب و وحشتی در سویدن و فنلند می‌تواند منجر به این پیامدها شود:

  • سرمایه‌گذاران خارجی دیگر تمایلی به سرمایه‌گذاری در این کشورها نخواهند داشت.
  • شماری از سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی سعی خواهند کرد کاروبارهای‌شان را به خارج از این دو کشور منتقل کنند.
  • افزایش قیمت‌ها که این روزها به مشکل اصلی اروپا تبدیل شده، شتاب بیشتری در این دو کشور خواهد گرفت.
  • ترس ناشی از توهم حمله روسیه بر این دو کشور، سویدنی‌ها و فنلندی‌ها را متمایل به خارج‌کردن سرمایه‌های‌شان از بانک‌های این کشورها می‌کند.
  • افزایش قیمت‌ها و فرار سرمایه که سبب ورشکستگی شمار زیادی از کارخانه‌های صنعتی خواهد شد، ناآرامی‌های اجتماعی و حتا شورش‌ها را می‌تواند در پی داشته باشد.
  • از عنصرهای مخرب برای ایجاد ناآرامی‌های اجتماعی و ناامنی در سویدن و فنلند استفاده خواهد شد.

نتیجه: روسیه در واقع با جوسازی‌های سنگین نظامی در مرزهای سویدن و فنلند قادر خواهد شد روند تضعیف اقتصاد این دو کشور را که با کل اروپا در سراشیبی قرار گرفته، هر چه بیشتر تسریع کند. اگر این اتفاق بیفتد و شهروندان این کشورها شاهد نتیجه زیان‌بار اقتصادی ناشی از پیوستن به ناتو باشند، طبیعی است که ناخرسندی اجتماعی نسبت به عضویت این دو کشور به ناتو به‌شدت افزایش خواهد یافت. با بروز چنین وضعیتی در افکار عمومی، از یک‌سو ملت‌ها بر دولت‌های خود فشار خواهند آورد که از ناتو خارج شوند و از دیگر سو میزان محبوبیت حزب‌های سیاسی مخالف پیوستن سویدن و فنلند به ناتو در حدی بالا خواهد رفت که بتواند جایگاه سیاسی حزب‌های حاکم این کشورها را متاثر کند. شاید در نهایت این؛ همان چیزی باشد که روسیه به دنبال رسیدن به آن بدون درگیری نظامی در جبهه تازه‌ای باشد.

تنها اتفاقی که می‌تواند این محاسبه روسیه را برهم زند؛ این است که امریکا بی‌درنگ پس از پیوستن سویدن و فنلند به ناتو، سلاح هسته‌ای در این کشورها جابه‌جا و چنین وانمود کند که آماده حمله هسته‌ای به روسیه است، به‌گونه‌ای که روسیه متقاعد شود که زمان حمله پیش‌گیرانه فرارسیده و وارد اقدام نظامی علیه فنلند و سویدن یا یکی از این دو کشور شود. در آن‌صورت، امریکایی‌ها موفق خواهند شد که پای روسیه را در جبهه‌ یا جبهه‌های دیگری بکشانند و به‌مرور روسیه را چنان تضعیف کنند که این کشور ناچار به عقب‌نشینی شود. فراموش نکنیم که چنین نقشه‌ای اگر امریکا در سر داشته باشد، نیز خالی از چالش جدی نخواهد بود؛ زیرا اتحادیه اروپا می‌داند که اگر روسیه مجبور به حمله نظامی به سویدن و فنلند شود، شکست روسیه به قیمت نابودشدن اروپا تمام خواهد شد. این‌جاست که می‌گوییم شاید اروپا در برابر هر اقدام تحریک‌آمیز دیگری که امریکا بخواهد به قصد کشاندن روسیه به جنگ به داخل اروپا انجام دهد، تمام‌قد بایستد.