شرکت کنیم؟ – شرکت نکنیم؟،

رحیم قمیشی:

 

استادی با نشان دادن برگه سفیدی که یک نقطه بر آن نقش بسته، از دانشجویانش می‌خواهد بگویند در آن صفحه چه می‌بینند؟

دانشجویان به توصیف همان نقطه سیاه و ابعاد و موقعیتش در صفحه می‌پردازند.

استاد تذکر مهمی را می‌دهد؛

چرا هیچ‌کدام متوجه سفیدی‌ای که ۹۹ درصد صفحه را پوشانده بود نشدید؟ چرا همگی تنها به همان یک نقطه سیاه توجه کردید!

این یک خطای طبیعی در زندگی قریب به اتفاق انسان‌هاست.

 

ما همیشه خودمان را در وضعیتی قرار می‌دهیم که دیگران طراحی نموده‌اند. کمتر فرصت می‌کنیم خود، نقش‌آفرینی کنیم.

 

حال اجازه می‌خواهم پرسش‌هایی را مطرح کنم و جواب ندهم تا همان مثال را در صحنه امروز نشان دهم.آیا ما ناگزیر از انتخاب بین دو گزینه زندگی در ایران با همه محدودیت‌هایی که نمی‌پسندیم، و مهاجرت به خارج از کشور هستیم؟

 

آیا ازدواج جوان‌ها، در شرایط اقتصادی حاضر خوبست یا بد؟دیندار بودن با خوشبختی کامل در زندگی دنیوی ممکن است؟

 

و سوال‌های دیگری که هر گونه پاسخ مثبت و منفی به آنها، افتادن در دام طراح سوال است!

همیشه مثبت و منفی پاسخ پرسش نیست.

 

حال پرسش مهم این روزها؛

آیا با همین شرایط فعلی حاکم، ما باید در انتخابات مجلس شرکت کنیم؟!

پاسخ ساده و راحت طلبانه “بله” و “نه” است، که بسیاری از همین حالا برای خود تعیین نموده‌اند.

اما آیا به‌ جز آن نقطه سیاه در صفحه A4 چیز دیگری نمی‌شود دید؟!

آیا نمی‌شود به راه‌های سوم و‌ چهارم و حتی بیشتر هم فکر کرد؟!

مسلما می‌شود، ولی انسان‌ها معمولا سادگی را، به راه‌های پیچیده و دشوارتر ترجیح می‌دهند.

 

مثال‌هایی بزنم؛

آیا انداختن رای در صندوق‌ها بدون توجه به رد صلاحیت‌ها، ولو آنکه رای باطله خوانده شود، راه قابل بررسی‌ای نیست؟

 

آیا پافشاری بر انجام انتخابات آزاد، به هر طریقی، به‌جای کناره‌گیری از آن، راه بهتری نمی‌تواند باشد؟

آیا نمی‌شود از پتانسیل مردم بسیار زیادی که همیشه همراه حرکت‌های رو به جلو در کشور بوده‌اند، به نحو‌ مسالمت آمیز، بهره برد؟

آیا کشورهای پیشرفته آزادی‌های امروزشان را، برابری حقوق‌شان را، کرامت‌شان را نزد حاکمیت‌هایشان، مجانی به‌دست آورده‌اند و هزینه‌ای پرداخت نکرده‌اند؟

 

اگر اکثر مردم چیزی را نخواهند، نمی‌توانیم مکانیسمی برای ارائه نظر آ‌ن‌ها ایجاد کنیم؟ اگر نیست چه اعتباری وجود دارد در حاکمیت‌های دیگر، به همین بلا دچار نشویم.

 

هدف من از این نوشته ارائه راه‌حل نیست. چون خودم هم پاسخ را نمی‌دانم. تنها به این نتیجه رسیده‌ام شرکت نکردن در انتخابات ساده‌ترین، و شاید راحت‌طلبانه‌ترین راه حل ممکن است.

با پوزش از دوستان فراوانی که به آن جمعبندی رسیده‌اند. اما باید راه‌‌های دیگر را هم بررسی کرد و سپس به هر نتیجه‌ای رسید.

 

چرا رئیس جمهور که انتخابات را شبیه انتصابات می‌داند باید آن را اجرا کند؟!

چرا با درصد مشارکت‌های پایین‌تر از ۲۰ و ۳۰ درصد نتایج آن انتخابات باید معتبر باشد؟!

چرا نظرسنجی که به راحتی در برنامه ۹۰ ورزشی انجام می‌شد در کشور برای مسائل جاری استفاده نمی‌شود؟!

 

چرا می‌دانیم درصد محبوبیت ترامپ یک درصد جابه‌جا شده، اما ده‌ها درصد را در کشور خودمان نمی‌توانیم اندازه بگیریم.

چرا رابطه دین و دمکراسی یک بار برای همیشه تعریف نمی‌شود.

وقتی اکثر مردم نظارت‌های بی حد و حصر، و دخالت در انتخاب‌هایشان را نمی‌خواهند، چرا نباید بتوانند به خواسته‌شان برسند؟

 

امروز بهترین فرصت است تا پاسخ این پرسش‌های واقعی را مطالبه کنیم.به نظر من این انتخابات با شرایط فعلی انجامش به ضرر منافع ملی و خواست اکثریت جامعه است. شاید هم اشتباه بکنم اما حاکمیت که نظر مخالف دارد می‌تواند نظرسنجی معتبر بگذارد، رفراندوم کند، یا استدلال کند، آیا نظر اکثریت مردم در برابر خواست فقها و یا حاکمان ارزشی ندارد!

 

دیده شدن و اظهار نظر حق مسلم مردم است.

 

ما لازم نیست در بازی دیگران بیفتیم.

ما ملتی بالغ، دارای فهم، مسالمت‌جو، صبور، با کشوری صاحب تمدن بالا و منابع بی‌شمار هستیم.

 

افتادن در بازی خوب و بد، مشارکت یا عدم مشارکت در مجلسی بی خاصیت، نظاره کردن صرف به حوادث، در شأن ما نیست! ما باید زندگی بهتر را مطالبه کنیم.

فرصت برای انجام انتخابات پس از رفع موانع مشارکت اکثریت مردم، و تضمین انتخاب آزادانه‌شان هست.

مگر آنکه نظر ما مردم بی اهمیت باشد!