توصیه‌های بی‌اثر و وعده‌های فراموش شده!

بسیاری از هموطنان سیستانی و بلوچستانی همچنان درگیر مصائب ناشی از سیل ویرانگر اخیر هستند. بارها به مسئولان کشور تذکر داده شده است که به دلیل تغییر شرایط اقلیمی دیگر به شیوه‌های معمول و متعارف نمی‌توان از عوارض مخرب بلاهای طبیعی کاست یا آنها را جبران کرد.

اغلب دولت‌ها در شرایط بروز حوادث سهمگین، از نهادهای مردمی یا همان سازمان‌های غیر دولتی کمک می‌گیرند و بدون کمک آنان از مقابله با عوارض سوانح طبیعی درمانده می‌شوند. در کشور ما اما به منظور حفظ انحصار قدرت، از شکل‌گیری نهادهای مردمی قدرتمند و فراگیری که از اعتماد عمومی و توان و امکانات بالا برای کمک‌رسانی در شرایط بحران برخوردار باشند، پیشگیری می‌شود و این موضوع نهادهای حکومتی را در زمانۀ بروز حادثه تنها و ناتوان می‌کند. این همان اتفاقی است که در سیستان و بلوچستان روی داده و ضعف و ناکارآمدی دستگاه‌های دولتی را برای کمک‌رسانی سریع به مردم بلادیده به نمایش گذاشته است. این وضعیت طبعاً سبب تولید خشم و نومیدی فزایندۀ مردم می‌شود.

بی‌توجهی حکومت تنها به توصیه‌های مربوط به مصائب طبیعی محدود نمی‌شود. در حوزۀ اجتماعی نیز پس از حوادث خونبار آبان ماه سال جاری، بسیاری از صاحب‌نظران، ضرورت ایجاد فضای مناسبی که بروز اعتراض مسالمت‌آمیز در کشور را ممکن کند، مورد تأکید قرار دادند و اتفاقاً بسیاری از مسئولان نیز با پذیرش این توصیه، اختصاص مکان‌های عمومی خاصی برای اعتراض مسالمت‌آمیز مردم را در شهرهای مختلف وعده دادند.

از تحقق این وعده هم خبری نشد به طوری که پس از ساقط شدن هواپیمای مسافربری اوکراینی، افراد معترض یا امکان اعتراض پیدا نکردند و یا با حضور در برخی خیابان‌های شهر، با مقابلۀ پلیس روبرو شدند.

در مقابله با این اعتراض‌های خیابانی، متأسفانه برخی مأموران رفتاری خشن از خود نشان دادند. انتشار فیلمی که چند مأمور، جوان بی‌پناهی را زیر ضربت باتوم گرفته‌اند، از هر جهت تکان دهنده است و عواطف عمومی را جریحه‌دار می‌کند. اینجا که دیگر پای ادعای شورش و حمله و تخریب در میان نیست! پس این سطح از خشونت برای چیست؟

بدبختانه عده‌ای از نیروهای حامی حکومت در محافل بسته و محدود و امن خود نشسته‌اند و هرگونه اعتراض به عملکرد خود را به “سر باز کردن کینه‌های بدر و خیبر و حنین” نسبت می‌دهند! اینان خود را در جایگاه پیامبر و علی تصور کرده‌اند و افراد معترض را هم در موقعیت خاندان ابوسفیان می‌بینند! آخر شما را چه به پیامبر و علی؟

شیر را بچه همی ماند بدو

تو به پیغمبر به چه مانی بگو؟

شاید گفته شود که برخی شعارهای معترضان خارج از عرف و ناپذیرفتنی است و به همین جهت برخورد با آنها موجه است. طبعاً برخی از شعارها از روی خشم است اما شعار را با باتوم و گلولۀ پلاستیکی و گاز اشک آور پاسخ نمی‌دهند. شعار هر چند نامتعارف اما در هر حال از جنس لفظ و بیان است و مستوجب برخورد عملی نیست.

البته اگر من به جای معترضان بودم، هرگز به شعارهایی که بوی خشونت و اهانت دهد، نزدیک نمی‌شدم. این نوع شعارها علیه اشخاص و یا صنفی خاص، از نظر من، هیچ کمکی به بهبود شرایط کشور ما نمی‌کند. شاید گفته شود، شعارها ناشی از خشم و موقعیت سخت روانی پس از سقوط هواپیماست. قاعدتاً همینطور است اما به خشم نباید مجال تاختن داد. پایبندی به اصول رفتار مدنی و خشونت‌پرهیز حتی در سطح کلام، از قضا در شرایط سخت ضروری‌تر از شرایط سهل و آسان است. بنابراین، باید سخت مراقب بود که آنچه را یک عمر کوشیده‌ایم به فرهنگ عمومی تبدیل شود، در رویارویی با شرایط سخت فراموش نکنیم.

در هر صورت، باز هم تأکید می‌کنم که حکومت برای پیشگیری از وخامت اوضاع، هر چه سریع‌تر به وعدۀ خود برای ایجاد فضای مناسب به منظور اعتراض‌های مسالمت‌جویانۀ اجتماعی و سیاسی عمل کند و مصداق “هزار وعدۀ خوبان” نباشد!

 

احمد زیدآبادی