“اهمیت آنچه عبدالمهدی گفت”

 دکتر احمد زیدآبادی، تحلیگر مسائل خاورمیانه:
 عادل عبدالمهدی در جلسۀ پارلمان عراق فاش ساخت که هدف سردار سلیمانی از سفر به بغداد ارائۀ پاسخ ایران به نامه‌ای از سوی عربستان سعودی بوده است.
 به گفته عبدالمهدی، سعودی‌ها پیش از آن، از طریق عراق نامه‌ای با مضمون کاهش تشنج بین ریاض و تهران به ایران منتقل کرده بودند و قرار بوده است سردار سلیمانی پاسخ جمهوری اسلامی را به آن نامه در اختیار وی قرار دهد.
 اگر سخنان عبدالمهدی دقیق باشد، در واقع درست در هنگامۀ تلاش دولت عراق برای میانجیگری بین ایران و عربستان، قاسم سلیمانی هدف موشک ارتش آمریکا قرار گرفته است. در حقیقت، عبدالمهدی ترور سلیمانی را اقدامی عمدی در جهت خنثی‌سازی فعالیت‌های میانجیگرانه دولت عراق ارزیابی کرده است.
 به نظرم، بهتر است مقام‌های ایرانی در این زمینه روشنگری بیشتری کنند. اگر داستان به همان ترتیبی اتفاق افتاده که عبدالمهدی می‌گوید؛ ترور سردار سلیمانی اساسا معنا و مفهوم متفاوتی پیدا می‌کند.
 طبعا از آنچه عبدالمهدی درباره آن سخن گفته، دولت آمریکا بی‌خبر نبوده است. بنابراین، این پرسش قابل طرح است که چرا آنان با طرح روایت متفاوتی از اهداف سفر سردار سلیمانی به بغداد و ترور او، عملا راه تشنج‌زدایی در روابط تهران – ریاض را سد کرده‌اند؟
 به واقع، تنها طرفی که در خاورمیانه از ادامه تنش بین ایران و عربستان سود می‌جوید، دولت انتقالیِ راست‌افراطی بنیامین نتانیاهو در اسراییل است.
نتانیاهو از این تنش هم برای نجات شخص خود از پرونده فسادی که در آن گرفتار آمده، سود می‌جوید و هم از این طریق می‌خواهد بخش‌های حساس کرانه باختری را بدون پرداخت هزینۀ سنگینی به اسراییل ضمیمه کند.
 حال پرسش این است که چرا دولت ترامپ با سیاست نتانیاهو در این زمینه همراه شده است؟ آیا باند هوادار نتانیاهو در کاخ سفید بر جهت‌گیری دولت ترامپ به کلی مسلط شده‌اند و یا اینکه دستگاه‌های امنیتی اسراییل، ترامپ را اغوا و گمراه کرده‌اند؟
 هرکدام که باشد، تحول بسیار خطرناکی است. واقعیت این است که جناح راست اسراییل منافع خود را با ادامه اشغال کرانه باختری، اختلاف‌اندازی بین کشورهای منطقه، کمک به جنگ‌افروزی و حتی تلاش برای تجزیه کشورهای خاورمیانه گره زده است و همه این موارد بدون هشیاری دولت‌های منطقه می‌تواند منجر به فجایعی گسترده‌تر از وضع موجود برای خاورمیانه شود.
 به نظرم، دولت ایران می‌تواند با بهره‌گیری از همگرایی خاصی که بین جناح‌های مختلف حکومت و برخی از منتقدان میانه‌رو آن در جریان تشییع جنازه پیکر سردار سلیمانی پدیدار شده است، به برخی کنش‌های سابق خود در سیاست داخلی پایان دهد و از همین طریق، راهی نیز برای تغییر معادله خاورمیانه از راه تشنج‌زدایی با کشورهای عربی به سمت جلو بگشاید تا نقشه‌های جناح افراطی حاکم بر اسراییل و باند حامی آنها در کاخ‌سفید را خنثی کند.
 اگر این فرصت هم مانند فرصت‌های پیشین با کوشش محافل بخصوصی به باد رود، وضع خاورمیانه و کشور ما بیش از آنچه که تصور می‌شود، رو به وخامت خواهد گذاشت.