“سلب‌اختیار از دانشگاه”

 

مصطفی معین:

 

دانشگاه در دوره معاصر ایران به جای اینکه محیطی امن برای پژوهش، کادرسازی تخصصی و پشتوانه‌ای اخلاقی و فرهنگی برای رشد جامعه باشد؛ دیوار کوتاهی برای دخالت و تجاوز عناصر غیردانشگاهی و چهارراه حوادث سیاسی-امنیتی کشور بوده است!

 

اینگونه تجاوزها و تحمیل خشونت به حریم دانشگاه از ۱۶آذر ۱۳۳۲ و شهادت سه آذر اهورایی جنبش دانشجویی آغاز شد و تا هجوم و غارت تتارگونه نظامیان مسلح در اول بهمن۱۳۴۱ به دانشگاه تهران و سپس کشتار ۱۳آبان۱۳۵۷ ادامه یافت.

 

در سال‌های بعد از انقلاب هم فضای دانشگاه ابتدا به اتاق جنگ گروه‌های مسلح وابسته به بیگانگان تبدیل شد که دوره خسارت‌بار جنگ و گریز و تعطیل فعالیت‌های آموزشی-پژوهشی را در پی داشت.

 

بعدا در ۱۸تیرماه۱۳۷۸ در حمله مغول‌وار دیگری، کوی دانشگاه تهران و دانشگاه تبریز به خاک و خون کشیده شد و باز به فاصله ۱۰سال بعد در ۱۸تیر۱۳۸۸ در دولت مهرورزی تکرار شد و…؟!

 

قطع این فرآیند خسارت‌بار تنها در گروی تحقق استقلال و خودگردانی (Autonomy) و آزادی علمی و آکادمیک (Academic freedom) در دانشگاه‌هاست که از سنت‌های دیرینه مراکز علمی کشورهای توسعه‌یافته در دو سده گذشته است.

 

استقلال و آزادی علمی دانشگاه به‌منظور حفظ ثبات و امنیت محیط آموزش و پژوهش، شکوفایی استعداد دانشجو و انگیزه استاد، تقویت نقش و مشارکت علمی و اجتماعی دانشگاهیان، شکل‌گیری فرهنگ گفت‌وگو و تبادل فکر و تجربه، توقف استفاده سیاسی و ابزاری از دانشگاه و در جهت پیشرفت و توسعه کشور خواهد بود.

 

نتیجه آن دخالت‌ها، تجاوزها، خشونت‌ها، تمرکزگرایی و سلب اختیار از دانشگاه‌ها؛ سکون و سکوت گورستانی موجود، بی‌تفاوتی در قبال مسائل جامعه، گسترش فساد علمی و مالی و اخلاقی، بورسیه‌های غیرقانونی، صندلی‌فروشی و کالایی شدن آموزش عالی و گسترش اختلالات سلامت‌روان مانند اضطراب، افسردگی و خودکشی دانشجویانی است که اکنون پی‌درپی گزارش می‌شود!/راهبرد