اروجعلی محمدی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب : حکومت باید صدای مردم را بشنود/ تحدید احزاب، نتیجه‌ای جز شورش‌های کور به دنبال ندارد

 

محمد جعفری: اروجعلی محمدی، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت و فعال سیاسی اصلاح‌طلب، ضمن اشاره به تصمیم اخیر سران قوه، مبنی بر افزایش شبانه قیمت بنزین و اتفاقات اخیر کشور در گفتگو با امتداد، اظهار داشت:

به شخصه با افزایش قیمت بنزین و گران کردن دیگر خدمات که با سیاستی تحت عنوان سیاست تعدیل اقتصادی رخ داده مخالف هستم.

برای جبران کسری بودجه، حکومت باید از سایر هزینه‌های نابجا کاسته و نسبت به این مهم اقدام کند. این که نمی‌شود، ما یک روز نفت بفروشیم، یک روز اوراق عرضه کنیم یا بر قیمت حامل‌های انرژی و برق و گاز اضافه کنیم. چرا که چنین روندی در درازمدت به خروجی نظیر اقتضاد ونزوئلا منجر خواهد شد.

دولت باید نسبت به شناسایی جدی‌تر فرارکنندگان مالیاتی اقدام کرده و با اخذ مالیات از این سودجویان، بخشی از کسری بودجه خود را جبران کند. این که به تازگی شاهد ممنوع شدن واردات بیش از ۱۴۰۰ قلم کالا باشیم، این سوال را در میان افکار عمومی ایجاد خواهد کرد که چرا چنین تصمیمی، طی ۱۳ سال اخیر اتخاذ نشده بود؟

اکنون نیز با اعمال سیاست تعدیل اقتصادی، شاهد بروز اعتراضات ریشه‌ای، جدی و گسترده در میان طبقه فرودست جامعه هستیم و این مسئله بدون تردید، زنگ خطری برای جامعه ایران تلقی می‌شود.

اقداماتی نظیر، قطع سراسری اینترنت و ابزارهای ارتباطی در مواقعی، نظیر بحران اخیر در یک بازه زمانی بسیار کوتاه مدت قابل بحث و فهم است، اما باید به این سوال، پاسخ اساسی دهیم که تا چه زمانی می‌توان با توسل به چنین تمهیدات و اعمال محدودیت‌های اینچنینی، راه حلی اقناعی برای مسائل و چالش‌های کشور پیدا کرد؟

مردمی که رای خود را بی‌اثر دیده و زندگی‌شان دچار پسرفت باشد، دچار سرخوردگی و انباشت مطالبات می‌شوند. اینکه مردم، نمایندگان خود را به مجلس فرستاده و ببینند که نماینده در تدبیر امورات کشور کاره‌ای نیست، اینکه مردم به رئیس جمهوری رای داده و شخص اول اجرایی کشور را در اتخاذ تصمیمات، بدون جایگاه و شان ببینند، جامعه دچار چالش‌های جدی می‌شود.

در چنین شرایطی، نقش صدا و سیمای کشور با بودجه کلان سالانه چیست؟ این رسانه باید به نخبگان اجازه دهد تا با حضور در آن به تبیین مسائل به شکل کارشناسی پرداخته و نقش اقناعی را در موضوعات کشور ایفا کنند. صرف اینکه یک جریان خاص در صدا و سیما به مدیریت پرداخته و یک کارشناسی را باب میل خود به طرح موضوع بنشاند، روشی اقناعی برای افکار عمومی نخواهد بود.

در همه دنیا، نخبگان و اندیشمندان جوامع در تشکل‌های صنفی و احزاب عضویت داشته و بخشی از افکار عمومی آن جامعه را نمایندگی می‌کنند. وقتی در حزبی بسته شده و صدای نخبه‌ای خاموش می‌شود، طبیعی است که مطالبات انباشته شده مردم جامعه به شکل دُملی چرکین در چنین رویدادهایی نظیر اعتراضات اخیر سر باز می‌کند.

بر همین مبنا، سرکوب و تحدید احزاب، نتیجه‌ای جز شورش‌های کور به دنبال نخواهد داشت. باید اجازه بدهیم که احزاب حرف خود را آزادانه بیان کرده و دردهای جامعه را نمایندگی کنند.

آنگونه که در دولت اصلاحات شاهد آن بودیم، آزادی عمل نخبگان و اعطای حق مصرح و مسلم اعتراض به منتقدین از تب خشونت در اعتراضات می‌کاهد و در صورت عمل به عکس این مهم، شاهد خرابی پیش رونده‌ای در ساختارهای کلی جامعه خواهیم بود.

متاسفانه شاهد اقدامات تعمدی از سوی یک جریان خاص هستیم که در کنار کاهش مشارکت عمومی مردم در اداره مقدرات کشور، راه را برای تثبیت جایگاه خود در حکومت‌داری بازتر کند و چنین روندی بالطبع خطرناک خواهد بود.

به جد معتقد هستم که راهی جز شنیدن صدای مردم از سوی حکومت وجود ندارد و حاکمیت باید صدای مردم را به مانند زمزمه آب بشنود.