بشار اسد و آینده سوریه

Syrian President Bashar al-Assad as seen in Damascus, Syria November 14, 2017. SANA/Handout via REUTERS

 

محمدعلی دستمالی :

دیروز جمعه در ژنو، نخستین نشست پنج روزه کمیته تدوین قانون اساسی سوریه به پایان رسید. ظاهرا قرار است نشست های این کمیته ادامه پیدا کند و نتایج آن بزودی اعلام شود. بحث بر سر اصلاح یا تدوین قانون اساسی جدید سوریه به خودی خود، نوعی پیشرفت و احتمال آغاز روند تغییرات است، اما هنوز در مورد اصل موضوع، یعنی در مورد ایستگاه و نقطه ای که باید نام «پایان بحران سوریه» برآن گذاشته شود، خبری نیست.

 

شاید بتوان گفت فعالیت نیم بند کمیته تدوین قانون اساسی سوریه، حکم مسکن دارد. گویی همه ما جهانیان از این موضوع خسته شده ایم و دست کم برای مدتی کوتاه، نمی خواهیم چیزی در مورد آن بشنویم. به عنوان مثال، ظاهر امر چنین نشان می دهد که کسی انگیزه و حال آن را ندارد که پاسخ هایی روشن به این پرسش ها بدهد: ۱. نظام سیاسی و ساختار آینده سوریه پسابحران به چه شکلی خواهد بود؟ ۲. آیا بقای حزب بعث، یک خط کاملا قرمز و غیرقابل مذاکره است؟ ۳. آیا بزودی انتخابات برگزار خواهد شد؟ ۴. در صورت برگزاری انتخابات احتمالی، آیا ناظرین بین المللی بر انتخابات نظارت خواهند کرد؟ ۵. آیا باز هم به روال انتخابات پیشین، مسیر حضور نامزدهایی از بین مخالفین اسد، مسدود خواهد شد؟ ۶. اگر به فرض برگزاری انتخابات سالم و بدون شائبه، باز هم نام بشار از صندوق بیرون بیاید، آیا مخالفین می توانند با تاسیس احزاب قانونی در ساختار دولت شریک شوند؟ ۷. اگر احیانا فردی غیر از اسد از صندوق بیرون بیاید، خود اسد و حزب بعث به نتایج تمکین کرده و از صحنه کنار خواهند رفت؟ ۸. تکلیف کردها چه خواهد بود؟ ۹. آیا ترکیه و دیگران، خاک سوریه را ترک خواهند کرد؟

 

قبول کنیم که تقریبا برای هیچ کدام از این پرسش ها، پاسخ روشنی وجود ندارد. این را هم قبول کنیم که رهبران و دیپلمات های مرتبط با بحران سوریه، تقریبا همه راه ها را رفته و ابزارهای بسیاری را آزموده اند و کسی منتظر آن نیست که ناگهان، یدبیضا از آستین برون آید و راهکاری روی میز گذاشته شود که تاکنون به ذهن کسی خطور نکرده است. همه هر چه در توان شان بود، به میدان آوردند. اما موازنه نهایی و فرجام رقابت هماوردان، به نقطه فعلی رسیده است. نقطه ای که دیگر تقریبا هیچ طرفی از ضرورت تغییر رژیم حرفی نمی زند و همگی پذیرفته اند که باید تکلیف این موضوع بر میز مذاکره روشن شود و نه در میدان جنگ. راهکار واحد، ادامه تلاش برای حل سیاسی بحران و پناه بردن به برخی اصلاحات لازم است.

 

شاید بد نیست برای رسیدن به دورنمایی از انواع سناریوهای احتمالی در مورد فازهای آتی سرنوشت جنگ و بحران در سوریه، یک بار دیگر به سخنان اخیر بشار اسد رئیس جمهوری این کشور توجه کنیم. خبرگزاری رسمی سوریه یعنی سانا، هفته گذشته مصاحبه مفصل دو شبکه الاخباریه و السوریه با شخص بشار اسد را منتشر کرد. مصاحبه ای که البته ترجمه نسخه فارسی آن کوتاه تر از اصل عربی و ترجمه های انگلیسی و ترکی استانبولی بود.

 

اگر بخواهیم از منظر تحلیل پیام، سیمای بشار اسد را در این گفت وگو توصیف کنیم، بدون شک با رهبری مواجه هستیم که در سخنان او، آثار خروج نسبی از بحران و فشارهای جنگ هویداست و از موضع قدرت صحبت می کند. او در مورد امریکا، تروریست های افراطی و بویژه داعش و دیگران صحبت می کند و در ادامه، بدون آنکه شرط و شروطی پیش روی اردوغان بگذارد، اعلام می کند که «با وجود آنکه از دیدار با اردوغان و اعضای تیم او ابا و اکراه دارد، اما حاضر است  به خاطر منافع کشورش با او دیدار کند.» اسد، همچنین در مورد کردها نیز اعلام می کند که فعلا قصد ندارد آنان را خلع سلاح کند اما بدون شک در آینده چنین خواهد کرد و «همه چیز باید به روال قبل بازگردد».

 

شکی نیست که در جریان سوریه، بسیاری از کشورها و گروه ها، علیه دولت این کشور وارد میدان شدند. اما در عین حال، نمی توان نارضایتی های مردمی و نیاز به اصلاحات را نادیده گرفت. این همان نکته ای است که در هیچ کجای این مصاحبه مفصل به آن پرداخته نشده است. به عنوان مثال، انتظار می رود که در مقطع کنونی، بشار اسد، نویدهایی در مورد اصلاحات سیاسی داده و به این اشاره کند که آیا دمشق قصد دارد فضا را برای مطبوعات آزاد و فعالیت حزبی و سیاسی، باز کند یا خیر. البته این موضوع هم محل بحث و گمان است که آیا مقاومت در برابر تغییر و اصلاح، صرفا در ذات حزب بعث سوریه نهفته است و احیانا سران این حزب، مانع از حرکت بشار در مسیر اصلاحات می شوند؟ یا این خود اوست که تمایل ندارد در مورد دوران نوین، چیزی بگوید؟ اما در هر حال، حالا که قرار بر تغییر و تدوین قانون اساسی سوریه است و این کشور احتمالا تا چند ماه آینده صاحب یک قانون اساسی جدید خواهد شد، منطقی نیست، در بر همان پاشنه قبلی بچرخد. دمشق باید قدم در مسیری بگذارد که در کنار امور حیاتی و مهمی همچون پرداختن به بازسازی و تثبیت امنیت و حاکمیت، در حوزه های حقوقی، سیاسی، اجتماعی، حقوق قومیت ها و عناصر اجتماعی و فرهنگی کشور، گام های تازه ای بردارد و فضای نشو و نمای دموکراتیک و توسعه سیاسی، رفته رفته شکل بگیرد.

 

اگر چه حافظ اسد، پدر رئیس جمهوری فعلی سوریه با کودتا بر سر کار آمد و به مدت ۳۰ سال و تا زمان مرگ قدرت را در دست داشت، اما حالا به قول خود عرب ها، ظروف تغییر یافته اند و حتی اگر یک دوره کامل، قدرت در دست بشاراسد پایدار بماند، در هر حال، نظام سیاسی آتی سوریه ناچار و ناگزیر خواهد بود تن به آن بدهد که بخشی از مخالفین اسد و فعالان سیاسی خارج از حزب حاکم را به بازی راه دهد.

 

 

 

 

 

WP2Social Auto Publish Powered By : XYZScripts.com