‍‍ ‍‍”ماجرای حمایت ادوارتحکیم از کروبی”

 

احمد زیدآبادی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی تلگرامی نوشت:

برخی اظهارات بریده‌بریده من در مناظره با مصطفی تاج‌زاده، سبب برخی سوءبرداشت‌ها از روند و نحوه حمایت سازمان ادوار تحکیم از شیخ مهدی کروبی در انتخابات۸۸ شده که به‌ناگزیر باید رفع سوءتفاهم شود.

به طور خیلی خلاصه، از ابتدای سال۱۳۸۷ ادوارتحکیم به این جمع‌بندی رسید که به علت نوع عملکرد دولت احمدی‌نژاد، پتانسیل اجتماعی قدرتمندی در طبقات میانه شکل گرفته که اگر نیروهای اصلاح‌طلب به روشی درست و بدون هزینه از آن استفاده کنند، تعادل و توازن تازه‌ای از توزیع قدرت در کشور شکل می‌گیرد و راه برای دستیابی به پیمانی مشخص بین دو جناح حاکم درمورد قواعد اداره صحیح کشور گشوده می‌شود.

از نگاه ادوار، رسیدن به این هدف، از طریق معرفی کاندیدایی واحد با ویژگی‌های خاص امکان‌پذیر می‌شد و ازهمین‌رو، ادوار شیخ عبدالله نوری را برای این موقعیت، مناسب تشخیص داد.

من بعنوان دبیرکل وقت ادوار، زمان زیادی را برای گفتگو با دیگری نیروهای مؤثر اصلاح‌طلب دراین‌باره صرف کردم؛ اما پی بردم که در نگاه آنان، ایجاد توازن اجتماعی برای شکل‌گیری وضعیتی کارآمد، چندان جایی ندارد و آنها صرف تسخیر نهاد ریاست‌جمهوری را بدون‌توجه به توازن قوای حاکم، مشکل‌گشای خود تصور می‌کنند.

با ادامه ماجرا اما برای من مسجل شد که بدنه اصلی جریان اصلاح‌طلب، نه فقط به طرح ایده‌های جدید عنایتی ندارد؛ بلکه اصولا ورود “اغیار” به حیطه سیاست ایران را نوعی تعدی به حوزه انحصاری خود تلقی می‌کند!

ازهمین‌رو، ناگهان موجی علیه ادوار و حتی شخص عبدالله نوری به راه افتاد که من برای پایان دادن به آن، عطای ورود به این عرصه را به لقایش بخشیدم و آن را تمام‌شده اعلام کردم.

در این میان، فضای کشور چنان انتخاباتی شده بود که ادوار بعنوان یک حزب سیاسی نمی‌توانست از آن پا پس بکشد. ازاین‌رو، مسیر دومی در بین اعضای ادوار مطرح شد که معطوف به‌نوعی اصلاحات بروکراتیک و محدود بود.

به باور من، سیاست‌ورزی مهدی کروبی که ترکیبی از انعطاف و سرسختی را توأمان در خود داشت؛ مصداق مناسبی برای حرکت در مسیر دوم بود. ازاین‌رو، تعدادی از اعضای شورای مرکزی ادوار با آقای کروبی در دفترش ملاقات کردند که در نهایت منجر به حمایت ادوار به صورت اجماعی از وی شد.

کروبی درعین‌حال، نسبت به سیاست، نگاهی عینی و عملی داشت و آن را در بحث‌های انتزاعی جستجو نمی‌کرد.

همین خصلت سبب شده بود که او در دوران ریاستش بر مجلس ششم درگیر جزئیات مشکلات زندانیان سیاسی و نیروهای در معرضِ تهدید شود و در حد مقدورات خود در جهت رفع آن بکوشد.

به عبارت دیگر، کروبی به خلاف دیگر دولتمردان جمهوری اسلامی، همیشه در دسترس بود. دیگران همین‌که به موقعیت و مقامی می‌رسیدند، گویی در برج عاجی خود را پنهان می‌کردند؛ به‌طوری‌که تماس نیروهای منتقد با آنها تقریبا امری محال بود.

دفتر کروبی اما درش به روی همگان باز بود و در این مورد دست به گزینش سیاسی و اعتقادی نمی‌زد. همه اینها دلایل اقناع کننده‌ای برای حمایت ادوار از کروبی بود.

اعضای ادوار در حمایت از کروبی ستادی به راه انداختند که بار آن عمدتا به دوش عبدالله مؤمنی، سخنگوی سازمان، بود. من اما فعالیت ستادی نداشتم و عمده وقت‌ام صرف سفر به شهرهای دور دست و ایراد سخنرانی شد؛ اما ای کاش فعالیت خود را معطوف به ستاد می‌کردم!

شاید همه متعجب شوند، اما واقعیت این است که من از صدور بیانیه‌های پی در پی ستاد آقای کروبی که اصلاحات ساختاری و حداکثری را وعده می‌داد، به‌شدت نگران شدم.

از نگاه من، در موقعیت ریاست‌جمهوری، آقای کروبی به دلیل روحیه منعطف و در عین حال سرسخت‌اش، می‌توانست کارآمدتر از دیگران باشد؛ اما اوج پروازش از تلطیف فضای سیاسی و بهبود بروکراسی کشور منطقا نمی‌توانست فراتر رود. به گمانم، همین اندازه کافی باشد.

امیدوارم او و مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد، هرچه زودتر از حصر خانگی نجات یابند و بدین‌وسیله، زمینه آسیب‌شناسی تحولات سال۸۸ نیز فراهم شود.

WP2Social Auto Publish Powered By : XYZScripts.com