تظاهرات عراق و منافع درازمدت ایران

 

تظاهرات خیابانی عراقی‌ها که در ابتدا جهت‌گیری اقتصادی و معیشتی داشت، به تدریج رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است.
گرچه هنوز نمی‌توان ماهیت خودانگیخته یا سازمان یافتۀ این تظاهرات را مشخص کرد، اما کم و بیش روشن است که هدایت اعتراض‌ها علیه حضور ایران در عراق، تصادفی نیست.
از نگاه من، حفظ روابط دوستانه بین ایران و عراق، به لحاظ ژئوپولتیک امری کاملاً ضروری و ضامن همزیستی صلح‌آمیز بین دو کشور است و از همین رو، باید در هر شرایطی در جهت تحکیم آن تلاش شود.
بنابراین، جهت‌گیری اعتراضات خیابانی عراقی‌ها علیه ایران از نقطه نظر منافع کلان و درازمدت کشورمان، بسیار نگران کننده است و باید دلایل آن مورد ریشه‌یابی قرار گیرد.
طبعاً می‌توان با نسبت دادن تظاهرات به توطئۀ آمریکا و عربستان و امارات برای کاهش یا قطع نفوذ ایران در عراق، معما را حل شده تلقی کرد، اما این به نحوی پاک کردن صورت مسئله است. گیریم که دست‌های پنهانی در کار هدایت تظاهرات باشند، اما چه زمینه‌هایی سبب شده است که عراقی‌های شیعه دست‌های پنهان را نبینند و اگر هم ببینند، از بازی کردن در زمین آنها هراس نداشته باشند؟
به نظرم سرشت رابطه‌ای که ایران با عراق حتی در حوزۀ رسمی برقرار کرده است، تا اندازه‌ای زمینه‌ساز این مسائل شده است. در واقع نگاه ایران به عراق تک بعدی است و صرفاً از زاویۀ اشتراک مذهبی مردم دو کشور نگریسته می‌شود. اشتراکات مذهبی طبعاً می‌تواند به عنوان عاملی مهم در همبستگی بین دو کشور تعریف شود، اما اگر به صورتی اغراق‌آمیز و خارج از عرف جهانی مورد تأکید قرار گیرد، می تواند تحت‌الشعاع احساسات ملی قرار گیرد.
همانطور که بارها نوشته و تأکید کرده‌ام، ما در عصر ملت – دولت‌ها زندگی می‌کنیم. آدمیان در این عصر، ملیت‌شان را عنصر اساسی هویت خود می‌دانند. در هر گوشه‌ای از این جهان، اگر از فرد ناشناسی بپرسیم که او کیست؟ می‌گوید؛ چینی یا روسی یا بلژیکی یا مراکشی یا ویتنامی یا ایرانی یا عراقی. در واقع چنین فردی فقط هنگامی از عقیده‌اش حرفی به میان می‌آورد که به طور مشخص در این باره مورد پرسش قرار گیرد.
بنابراین، وقتی که ایران رابطۀ خود با عراق را عمدتاً بر پایۀ اشتراک مذهبی می‌گذارد، کسانی هم یافت می‌شوند که با استفاده از عرق ملی عراقی‌ها، برخی از آنان را در برابر ایران قرار دهند.
در واقع همۀ ملت‌ها علاقمندند که به عنوان ملتی سربلند و مستقل شناخته شوند. وقتی که رسانه‌های حکومتی در کشورمان، نفوذ ایران در عراق را تا سرحد نوچگی دولت آن کشور معرفی می‌کنند و یا فلان مقام نیمه‌رسمی چنان تصویری از عراق مطرح می‌کند که گویی از خود هیچ استقلالی ندارد و امورش از تهران اداره می‌شود، طبیعی است که این قبیل حرف و سخن‌ها در داخل کشور محبوس نمی‌ماند و به گوش عراقی‌ها هم می‌رسد و آنها را برانگیخته می‌کند.
از این رو، ایران برای تضمین روابط نزدیک خود با عراق لازم است در برخی سیاست‌ها و تبلیغات خود تجدید نظر کند و به عراقی‌ها نشان دهد که رابطۀ دو کشور بر مبنای منافع مشترک دو ملت و احترام کامل به استقلال سیاسی عراق است. به نظرم اگر در این مورد تأخیری صورت گیرد، دود ناشی از اعتراض‌های خیابانی عراقی‌ها به چشم منافع درازمدت کشورمان خواهد رفت.

 

احمد زیدآبادی

WP2Social Auto Publish Powered By : XYZScripts.com