داستانی پر آب چشم!

 

در مناظره با مصطفی تاجزاده در مورد مهندس میر حسین موسوی گفتم که اگر سال ۸۸ او به ریاست جمهوری می‌رسید، امکان پیشگیری از تحریم‌های بین‌المللی را نداشت و بنابراین اتفاق خیلی خاصی هم نمی‌افتاد.
این سخن آیا تعریضی به مهندس موسوی است؟ ابداً! چرا که اگر تعریضی هم در کار باشد علیه اقتدار جایگاه ریاست جمهوری است نه فردی که در آن جایگاه می‌نشیند.
با این حال، این حرف به مذاق برخی دوستان خوش نیامده و برخی از آنها به مثابۀ مریدان متعصبی که پنداری به مقدسات‌شان اهانت شده است، رفتاری از خود نشان داده‌اند که اگر نشانۀ رسوبات برخوردهای قبیله‌ای نباشد، قطعاً علامت مدنیت هم به شمار نمی‌رود!
من از سال ۸۸ تاکنون در مورد “جنبش سبز” سکوت کرده‌ام، سکوتی که قدری هم اسرارآمیز شده است! این جنبش هم قاعدتاً مهم‌تر از انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب ۵۷ نیست که بتوان آن را به صورت تابویی نقدناپذیر در آورد.
البته هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد! نمی‌دانم زمان نقد جنبش سبز فرا رسیده و یا اینکه باید منتظر رفع حصر سه چهرۀ محصور و مظلوم این حرکت نشست؟
فقط همینقدر بگویم که من شانسی برای پیروزی جنبش سبز قائل نبودم و همان روز ۲۳ خرداد چند ساعت قبل از دستگیری‌ام، این نظرم را در مصاحبه با دویچه‌وله و صدای آمریکا نیز مطرح کردم! بازجویی پس دادن آن هم در آن شرایط طاقت‌فرسا در مورد چیزی که گرچه آن را حرف حق بدانی اما به لحاظ استراتژیک با آن همراه نباشی، حقا که به قول فردوسی بزرگ داستانی است پر آب چشم!

احمد زیدآبادی

WP2Social Auto Publish Powered By : XYZScripts.com