ناکامی ۸۰ میلیارد دلاری درپسابرجام

 

۸۰ میلیارد دلار سرمایه‌ خارجی بعد از برجام وارد ایران کردیم، کمتر از ۵ میلیارد آن جذب شد. اگر همه این مقدار جذب شده بود هیچ‌کس نمی‌توانست ما را تحریم کند.» این‌ نکته را اخیرا محمدجواد ظریف در جمعی مطرح کرده، اما به دلایل عدم جذب این مقدار سرمایه اشاره نکرده است.

دست بر قضا همان روزهایی که برجام به تایید کشورهای مذاکره‌کننده با ایران رسید، در کسوت ریاست اتاق ایران با بیش از ۲۰۰ هیات خارجی ملاقات داشتم.

در این دوره که به گمانم یکی از خاص‌ترین دوره‌های دیپلماسی اقتصادی در ایران است، تنها در اتاق ایران با ۶ رئیس‌جمهور، ۹ نخست‌وزیر، ۲۵ وزیر و ده‌ها معاون وزیر و مقام ارشد دولتی، ۱۱رئیس اتاق و بیش از ۴ هزار تاجر و فعال اقتصادی دیدار داشتم و مذاکره صورت گرفت. پس اظهارات وزیر امور خارجه گزاف نیست.

اما چرا این مقدار سرمایه به اقتصاد ایران جذب نشد؟ نویسنده سرمقاله امروز «دنیای اقتصاد» ابتدا توضیح می‌دهد که چرا دوره خاص پس از برجام یک فرصت طلایی برای اقتصاد ایران بود و بعد می‌گوید چرا نتوانستیم از این فرصت استفاده کنیم. به اعتقاد او، سرمایه‌گذار خارجی به ۱۰ دلیل از ورود به اقتصاد ایران ترسید:

فضای سرمایه‌گذاری مهیا نبود و نه بخش دولتی و نه بخش‌خصوصی ایران آمادگی و شفافیت لازم برای شراکت با سرمایه‌گذار بین‌المللی را نداشتند.

درحالی‌که سرمایه‌گذاران خارجی ما را رصد می‌کردند، منافع ملی را قربانی منافع گروهی کردیم و به جای پیام همگرایی، پیام واگرایی دادیم.

رقبای سیاسی دولت سناریوهای مختلفی را اجرا کردند تا این پیام را به جامعه جهانی بدهند که بخشی از ساختار سیاسی ایران فعلا علاقه به بهبود رابطه با جهان را ندارد. این رفتارها نااطمینانی را تشدید کرد.

دولت هم غفلت کرد و در باد برجام خوابید و گام موثری برای اصلاحات ساختاری و رقابتی کردن اقتصاد برنداشت.

دولت نتوانست سیستم حقوقی را متقاعد به بازنگری در قوانین و مقررات کند.

ظرفیت‌های نظام بانکی و بازار سرمایه ایران برای سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی بسیار محدود بود. هیچ اقدامی برای اصلاح نظام بانکی و بازار سرمایه نکردیم.

آن‌روزها خیلی از افرادی که روندهای اقتصاد ایران را رصد می‌کردند نسبت به افزایش فعالیت‌های رانت‌جویانه و تشدید فساد ناشی از سیاست‌گذاری هشدار دادند، اما خودمان غفلت کردیم.

متاسفانه بخش‌خصوصی ایران هم دست کمی از دولت نداشته و ندارد. حتی صورت‌های مالی خیلی از شرکت‌های ایرانی مورد قبول سرمایه‌گذار خارجی نیست.

در دهه‌های اخیر کیفیت نامطلوب سیاست‌گذاری در ایران منجر به ایجاد حفره‌های عمیق رانت و فساد شده است. سرمایه‌گذار خارجی نشانه این عارضه را در گنگ و مبهم بودن جریان‌های مالی و ترازنامه‌های ناشفاف بنگاه‌ها می‌بیند.

حتی اگر نیمی از مشکلات اشاره شده وجود نمی‌داشت، باز هم نقش دولت در اقتصاد ایران یک عنصر بازدارنده است تا پیش‌برنده. چون این نقش طوری تعریف شده که سرمایه‌گذار خارجی می‌داند حتی اگر با بخش‌خصوصی ایران پیمان‌های سفت و سخت ببندد، روزی از رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی برخی سیاست‌گذاران ضربه خواهد خورد.

WP2Social Auto Publish Powered By : XYZScripts.com