جنگ راست‌جهانی با برجام؛ نبرد تازه…

مناقشه اتمی ایران در راستای تداوم سیاست غرب‌ستیزی حکومت انقلابی ایران با محوریت آمریکا قابل ارزیابی است. تشدید این سیاست پس از دوره هشت‌ساله دولت اصلاحات، که در مسیر تنش‌زدایی قرار گرفت؛ از سال۱۳۸۴ یک‌بار دیگر تغییر جهت داد و تشدید شد.

سیاست غرب‌ستیزی جمهوری اسلامی، این‌بار بر محور موضوع هسته‌ای، می‌رفت تا سازوکار حقوقی بین‌المللی و اجماع جهانی حمله و اشغال نظامی ایران را شکل دهد و تا صدور ۱۲قطعنامه شورای امنیت سازمان‌ملل و شورای حکام، پیش رفته بود.

با انتخابات سال۱۳۹۲ ریاست‌جمهوری ایران، رویکرد سیاست خارجی دولت منتخب بر پایه خواست جامعه‌مدنی یک‌بار دیگر تغییر کرد.

سیاست تنش‌زدایی دولت منتخب، با استقبال دولت‌های دموکراتیک و مشارکت قریب‌به‌اتفاق قدرت‌های اقتصادی و سیاسی، روندی دیگر به خود گرفت.

پس از طی فرآیندی مثبت و سازنده و البته مذاکراتی نفسگیر به “برجام”( برنامه جامع اقدام مشترک) منتهی شد.

برجام، تاریخی‌ترین سندی است که یک مناقشه بین‌المللی را، دولت‌های ذیربط که اغلب، جامعه مدنی خود را نمایندگی می‌کردند، قبل از درگیری نظامی، به روش دیپلماسی و متمدنانه، حل کردند و این افتخار را برای دینامیزم اجتماعی و مدنی روبه‌رشد جوامع دنیا به ارمغان آورد.

باز نام و امضای ایران، همانند اولین بیانیه حقوق‌بشر، پای چنین دستاورد متمدنانه‌ای نشست. قابل درک است. چنین رویکرد متمدنانه روزافزون جهانی، درمقابل خود رویکردی متحجر و تبهکارانه ضدبشری را داشته و دارد که به جریان راست جهانی موسوم است و اصلا این رویکرد متمدنانه در جدال با چنین رویکرد واپسگرایی، پس قرن‌ها مبارزه و جانفشانی‌ها قد برکشیده و بالیده و به این حد از قدرت سیاسی رسیده است.

برجام تنها مناقشه بین ایران و غرب را حل نکرد، بلکه دستاویز حقوقی قوی هست، برای قدرت‌های اقتصادی و سیاسی در جهت خروج از یکجانبه‌گرایی و حل مناقشه مربوط به آن.

برجام برای جامعه جهانی و جهان روبه‌آبادی، این دستاوردها را می‌تواند داشته باشد:

– موجب تقویت نهادهای بین‌المللی شود.

به تبع آن صلح جهانی را تقویت می‌کند.

مانع یکجانبه‌گرایی و جنگ‌افروزی‌های سوداگرانه باشد.

و در اینصورت است که:

– روابط تجاری و اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ملل، در سایه نهادهای بین‌المللی قدرتمند بر پایه حقوق بین‌الملل تنظیم می‌شود.

– در جهت تقویت حقوق‌بشر و حل بحران‌های محیط زیستی (که حیات بشری را تهدید می‌کند). با حفظ کنوانسیون‌های محیط زیستی و ضمانت اجرای الزامات آن قرار می‌گیرد.

– سرمایه مالی را در مسیر اقتصاد معرفتی متمرکز کرده و به‌کار می‌گیرد.

– امنیت بین‌المللی را تقویت می‌کند.

– موجب تقویت دینامیزم اجتماعی رفتارهای مدنی روبه‌رشد جوامع جهان می‌شود.

وبرای ایران:

– موجب تقویت جامعه‌مدنی و پروسه دموکراتیک می‌شود.

– اصلاح ساختار حقوقی نظام سیاسی کشور را به‌دنبال داشته باشد.

– توان جذب سرمایه ۱۴۰۰میلیارد دلاری ایران را از قوه به فعل درمی‌آورد.

– می‌تواند امنیت ارضی کشور را تامین کند.

– موقعیت سیاسی و اقتصادی کشور را در جهان و موقعیت سیاسی اقتصادی و ژئوپلیتیک کشور را در منطقه تقویت و تثبیت کند.

هیچ‌یک از مزیت‌های برجام، برای دنیا و برای ایران چیزی نیست که نمایندگان داخلی و منطقه‌ای و جهانی اندیشه راست سوداگر و انحصارطلب مذکور آن را برتابند.

ازهمین‌رو، بعد از ناامید شدن از برهم‌زدن مذاکرات و شکل‌گیری برجام، شیطنت‌ها و بحران‌آفرینی‌ها را برای عدم‌اجرای آن به‌کار گرفتند و در این راه، چشم به دو انتخابات ریاست.جمهوری ایران و آمریکا و البته سایر کشورها دوختند.

راستگرایان افراطی متاسفانه در دو کشور اصلی عضو برجام، انگلیس و آمریکا، موفق شدند که نماینده اندیشه خود را با روشی که در بالا ذکر شد و در سایه انفعال نیمی از جامعه، به قدرت سیاسی برسانند.

ولی در ایران جامعه مدنی که با پوست و گوشت خود، هم مضرات نبود برجام را لمس کرده بود و هم تبعات مثبت آن را خوب درک کرده بود؛ جلوتر از جامعه‌مدنی کشورهای فوق حرکت کرد و مانع تحقق هدف آنها شد.

ترامپ و تیم اجرایی آن بعنوان نمایندگان این تفکر، پس از رسیدن به قدرت، با پاره کردن برجام و خروج یکجانبه از آن، این جریان را، به حذف این سند تاریخی و مزایای برشمرده آن برای دنیا، امیدوار کرد و برای این‌کار نیاز به جلب اجماع جهانی و بازیگران سیاسی تعیین‌کننده داشت.

ولی تا اینجای کار، هرچه کردند به دیوار سخت دیپلماسی قوی ایران بر خوردند و متوجه شدند که هرم قدرتشان در آمریکا، با اقتضائاتی در داخل و خارج آمریکا، مواجه می‌شود که امکان ادامه تلاش برای ایجاد اجماع و حذف برجام را لااقل در این مرحله ندارد.

مجریان منطقه‌ای این اندیشه که نگران تداوم قدرت خود و همچنین پاسخگویی به جامعه روبه‌رشد خود در صورت درگیری در عدم‌بحران ساختگی هستند؛ با تحرکاتی می‌خواهند دولت آمریکا را در به‌کارگیری قدرت نظامی و ایجاد جنگی در منطقه با طرفیت ایران ناگزیر سازند.

از آنجایی که ایران نقطه ثقل این سند و مزیت‌های آن برای جامعه بین‌الملل هست، با کارشکنی، مانع‌تراشی و بحران‌آفرینی منطقه‌ای، ایران را وادار به یکی از سه حالت زیر در قبال برجام کنند تا به مقصود برسند:

یک- خروج ایران از برجام

دو – نقض برجام از سوی ایران

سه- تحریک ایران به اقدام به درگیری و حمله نظامی به منافع اقتصادی و نظامی آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش، و اثبات برهم‌زنندگی امنیت منطقه برای “آمریکای ترامپ” و کشورهای متحد آن.

ایران تاکنون با ارزیابی درست، خواسته اول را تحقق نبخشیده است. ولی در مورد خواسته دوم، پس از صبر راهبردی، طوری عمل می‌کند که هم دستاویز حقوقی (علیرغم پروپاگاندای رسانه‌ای ایادی راست جهانی، مبنی بر نقض از سوی ایران در مورد خروج از سه بند تعهد) به آنها به‌دست ندهد و هم هزینه دیگر کشورهای بهره.مند از مزیت‌های برجام بدون پذیرش هزینه در مقابل عدم‌انتفاع اقتصادی ایران از برجام را گوشزد نماید. پس راه دوم را هم تاکنون به لحاظ حقوق بین‌الملل نتوانستند به نتیجه برسانند.

ازهمین‌رو، راه سوم را می‌پیمایند تا با اثبات حمله ایران به منافع اقتصادی یا نظامی آمریکا یا متحدان استراتژیک آن، بتوانند در قالب دفاع مشروع، خارج از سازوکارهای حقوقی، اجماع جهانی را به‌دست بیاورند و آمریکا را ناگزیر به حمله دفاع مشروع به ایران بکنند.

در همین راستا ملاحظه می‌شود که تا تصمیم میانجیگری عمان را دیدند، کشتی‌های نفتی در آب‌های امارات را منفجر کردند. تا میانجیگری ژاپن را دیدند، در هنگام حضور نخست‌وزیر ژاپن در ایران، کشتی ژاپنی را مورد حمله قرار دادند. باز نتیجه نگرفتند.

پرواز پهبادی را به‌طور ناشیانه به داخل حریم هوایی ایران در دستور کار قرار دادند. با غفلت از جنبه قانونی و موجه عکس‌العمل ایران، بتوانند عکس‌العمل مستقیم آمریکا را برانگیزند.

و اکنون هم که همزمان با انتخابات اسراییل و بهره‌برداری لازم از یکسو و مشاهده عدم تمایل بیش از پیش ترامپ، بویژه با اخراج جان بولتون، و امکان تشدید روابط و رایزنی دیپلماسی موثر ایران با کشورهای مهم حاضر در سازمان‌ملل، حتی با احتمالی ضعیف‌تر با آمریکا، در هنگامه نبرد دیپلماسی مجمع عمومی سازمان ملل، در شرایط مستاصل، انفجار تاسیسات نفتی عربستان را رقم زدند.

خاصه که حضور موثر و موفقیت‌آمیز روحانی در دو دوئل سیاسی قبلی با ترامپ در سازمان ملل را در ذهن دارند.

فرقی نمی‌کند که این حمله از طریق حوثی‌های یمن از خاک یمن باشد یا از هر نقطه دیگر حتی داخل خاک عربستان؛ مهم این است، که این حمله با اراده و نظر و از طریق تشکیلات و سازمان‌های غیررسمی آنها، همانند موارد مشابه نامعلوم قبلی، شکل گرفته است تا در دستیابی به اهدافی بزرگ‌تر، بحران انرژی برای قدرت‌های اقتصادی آسیا و اروپا ایجاد کرده باشند و منطقه را درگیر جنگ کنند.

بحران منطقه و ناامن کردن آن بعنوان کانون انرژی جهان، همانقدر به لحاظ تامین منافع اقتصادی برای جناح راست و سوداگر نظام سیاسی آمریکا و اسراییل و دیگر متحدان آنها و تامین منافع ژئوپلیتیک برای عربستان، در بر دارد که امنیت و آرامش منطقه برای اروپا و چین و دیگر کشورهای اقتصادی در حال رشد.

بعید می‌دانم که با توجه به آنکه نه اجماعی در خود آمریکا به‌راحتی قابل‌حصول است و نه سیستم‌های ردیاب و تجسس، موارد قبلی قابل‌اثبات بر علیه ایران یافتند؛ این‌بار هم بتوانند از این توطئه بزرگ طرفی ببندند و فرجامی بیابند.

موضع‌گیری “مذاکره مشروط” با آمریکا از سوی رهبر ایران و اعلام طی مراحل پایانی حقوقی رفع توقیف کشتی انگلیسی در آستانه نبرد دیپلماسی جهانی می‌تواند قدرت دیپلماسی ایران در سازمان‌ملل را تقویت کند

WP2Social Auto Publish Powered By : XYZScripts.com