سه تجربه از پرستوهای مرد!

نویسنده: فرزانه روستایی
– حدود ۲۵ سال پیش هر روز که روزنامه اطلاعات میدان توپخانه را ترک می‌کردم مرد جوان قد بلندی با یک صورت مضطرب و یک بارانی در ضلع شمالی میدان انقلاب منتظر بود و سوار همان تاکسی من به سعادت‌آباد می‌شد. بتازگی ازدواج کرده و از همسرم خیلی جوان‌تر بودم. منزل ما مرکز مهم‌ترین جلسات و رفت‌وآمد فعالان سیاسی بود. شش ماهی بود که مرد جوان قد بلند با من سوار تاکسی می‌شد. در نگاه اول بیمار جنسی به نظر می‌رسید. اما تصادفا معمای او حل شد. در آلبوم دوران دانشجویی دوستی، یک عکس کوهنوردی دوران دانشجویی را دیدم. همان مرد جوان در عکس بود. آن مرد را می‌شناختند که «پیکار»ی بوده و در زندان تواب و آدم‌فروش شده بود. این اولین تجربه من از مردان جوان قد بلند بود که سر راه یک روزنامه‌نگار جوان قرار می‌گرفت که همسری سیاسی داشت.

۲- چند سال بعد که سرمقاله نویس بودم، یک‌بار رئیس روزنامه به من گفت برادران از من خواستند به شما اطلاع و هشدار بدهم این سفر را نروید چون توطئه‌ای برای شما چیده شده است و تأکید کرد کشوری که می‌روم، از مراکز اطلاعات ایران است. در آن سال‌ها زیاد سفر می‌رفتم و برایم عجیب بود که مانع سفر من نشدند.

در جریان این سفر، روزنامه‌نگار عربی رفتاری غیر عادی داشت. زیاد به من نزدیک می‌شد و ظاهرا لطف می‌کرد. در چند مصاحبه مترجم عربی من شد. اما در ادامه، رفتار او از چیزهای دیگری حکایت داشت. چندین بار به بهانه اصلاح مصاحبه‌ها، وقت و بی‌وقت به در اتاق من مراجعه می‌کرد که سابقه نداشت.

از طریق یک دیپلمات با سابقه دریافتم تشکیلات امنیتی برای زنان دیپلمات یا روزنامه‌نگاران زن در کشورهای دیگر تور جنسی پهن می‌کنند. در واقع معنای هشدار رئیس روزنامه این بود که اطلاعات موازی برای من تور جنسی پهن کرده است. باور کردنی نبود که تشکیلات امنیتی در کشورهای دیگر برای یک زن روزنامه‌نگار ایرانی «پرستوی مرد» ارسال کند، اما این اتفاق افتاد.

۳- در فیس بوک کسی که در ظاهر خواننده مقالاتم بود چند بار در مدح زنان نویسنده و روزنامه‌نگاران زن، شعر و پیام‌های ادبی محترمانه و نکات اخلاقی و روشنفکری ارسال می‌کرد. پیام‌ها بقدری روشنفکرانه و محترمانه بود که به نظرم رسید این شخص می‌تواند قابل اعتماد باشد. حتی چند بار از او خواستم نظرش را در مورد مصاحبه‌هایم بنویسد.

پس از مدتی پیام‌هایی با نکات جنسی سخیف و جوک‌های رکیک درباره رهبر جمهوری اسلامی یا آخوندها ارسال کرد. چند ماه بعد از بلوک شدن این دوست فیس بوکی، یکی از دوستان به من اطلاع داد کسی که در صفحه فیس من کامنت می‌گذاشته، از آدم‌های لشگر سایبری است.

با توجه به پرونده قتل همسر «محمدعلی نجفی» می‌شود گفت که پرستوها بی‌مقدمه چینی و بدون سازماندهی نمی‌آیند. گاه روشنفکر و فرهیخته هستند مانند یک دوست فیس‌بوکی، گاه هم دلبری می‌کنند. اما مهم‌تر از پرستوهای زن و مرد، وزارت‌خانه‌هایی است که با بودجه دولتی، فواحش زن و مرد علیه فعالان سیاسی استخدام می‌کنند.

WP2Social Auto Publish Powered By : XYZScripts.com