شهامت و احساس شخصیت رمز آزادگی و موفقیت

متاسفانه یکی از جنبه های بارز در میان بخش وسیعی از جامعه ایرانی ترس از بزرگتر است. شاید تخم چنین خصلتی از همان دوران کودکی و اجبار به پرهیز از سخن گفتن و تحرک در حضور بزرگتر بود که از آن به عنوان ادب و نزاکت نامبرده می شد و در مدارس نیز همان روند ادامه پیدا می کرد و مدیر، ناظم و معلم با چهره ای خشمگین و با سخنی پر از هشدار و تحکم، بیش از آنکه سعی در آموزش و ارتقای درک دانش آموزان داشته باشند در پی حفظ اقتدار و فرمانروایی خود بر آن قلب های کوچک و سرکوب استعدادهای آنان بودند.
همین کودکان و نوجوانان ستم پذیر با چنین آموخته ای وارد جامعه و بازار کار می شوند و سعی این است تا به هر بهایی شده: سرکوب رقبا، چاپلوسی یا مماشات خود را در جایگاهی قرار دهند که بتوانند حقوقی را برای خود تامین کرده و در محدوده مسئولیتی که به دست میاورند به دیگران حکومت کنند. فاجعه آنجا بروز می کند که “مدیر با خشم و تحکم کار می خواهد و از شدت خشم چهره اش بر افروخته و سرخ می شود و فشار خونش به ۲۰ درجه می رسد!!” براستی این خشم از کجا ناشی می شود؟ به طور قطع، ریشه خشم مدیر در تقوای او نیست چون فرد با فضیلت با زبان خشم سخن نمی گوید. شکی نیست، ریشه خشم مدیر در نگرانی از دست رفتن جایگاه قدرت اوست….
نظریات مدیریتی امروز همه بر یک نکته اذعان دارند که تجلی یک مدیریت موفق در روابط انسانی او و کار با همه همکاران است. مدیری که با ایجاد نگرانی در کارمندان و به مخاطره انداختن امنیت شغلی آنان و انجام برخی عزل و نصب های نمادین سعی در آب چشم گرفتن از همکارانش دارد بواقع نه یک مدیر مقتدر بلکه یک بی لیاقت به تمام معناست! تاسف بارتر هم این است که مجموعه اداری یک سازمان در هر شرایطی مدافع مدیر و تامین کننده نظر او شود که به طور طبیعی کارمندان را با فشاری مضاعف مواجه خواهد ساخت و نتیجه آن بی انگیزگی کارکنان و روز به روزتر بیمارتر شدن دستگاه مربوطه خواهد بود.

به عقیده من اگر روزی کارمندی زخم خورده از رفتار مدیر به هر مقام و منصبی در سازمان متبوع که طبق قانون باید پاسخگوی عدالت اداری باشد، رجوع کرد و پاسخ ناامید کننده شنید، بدانید آن ساختار سازمانی به مرگ خود نزدیک می شود……

با این وجود در چنین شرایطی یک توصیه باقی است. اگر به خدایی معتقدیم پس به او توکل می کنیم، آنچه درست است صریح و روشن با مدیر می گوییم و از چاپلوسی و مماشات می پرهیزیم حتی اگر با خشم او مواجه شویم. مطمئن باشید که کارمندی اگر بخواهد کار کند در برابر مدیر مرعوب نمی شود بلکه برای کار، نظر و شخصیت خود ارزش قائل می شود و شکی نیست که در نهایت جایگاه خود را خواهد یافت.