مصرفِ مُصرف

 

مینو مرتاضی:

مصرف اگر بر تولید متکی و استوار نباشد خاصیت و کارکردی جز مصرف نخواهد داشت. مصرف وابسته به اقتصاد است، اما بسته به کاربرد می‌تواند فرهنگی-اجتماعی و حتی سیاسی باشد. اقتصاد جنس ندارد؛ اما به صفت ابزاری‌اش می‌تواند در خدمت جنس خاصی قرار گیرد و با جنسیت خاصی همنوا شود. اقتصاد از طبیعت و منابع طبیعی جان می‌گیرد و حیاتش وابسته به طبیعت است؛ اما اقتصاد مصرفی بیش از آنکه در خدمت محافظت یا حمایت از طبیعت باشد، کمر به تخریب طبیعت بسته است. اقتصاد انسان‌ساخت بر اساس سه ضلع «تولید» – «توزیع»- «مصرف» شکل می‌گیرد. در ساختمان جدید و مدرن اقتصاد مصرف نقش اصلی و محوری ایفا می‌کند؛ زیرا این مصرف است که رویدادهای پیش و پس از خود یعنی تولید و توزیع را معنا می‌بخشد.

در جامعه مصرفی مردم در فرایند ازخودبیگانگی ناخواسته از وضعیت سوژه مصرف‌کننده به صورت ابژه و ابزار چیزی که مصرف می‌کنند درمی‌آیند. «بگو چه مصرف می‌کنی تا بگویم کیستی». مردم در بت‌وارگی کالا به صورت کالاهایی نازل‌تر از آنچه مصرف می‌کنند درمی‌آیند. در نظام مصرف این «ماشین آرزو» است که هویت انسان امروزی را از طریق مصرف و بلع کالاها و مفاهیم می‌سازد. (توجه کرده‌اید کودک برای دریافت هر چیز آن را به دهان می‌گذارد و از طریق بلع سعی می‌کند به ماهیت اشیا دست پیدا کند).

برطرف کردن نیازها مهم‌ترین انگیزه خرید محسوب می‌شود، اما لایه‌های وقت‌گذرانی و خوش‌باشی؛ بودن در مکانهای خوشایند که به خریداران به صرف خریدار بودن منزلت فریبنده‌ای می‌بخشد و همچنین خرید در لایه‌های نهانی‌تر وظیفه نمایان ساختن لذت لیبدویی نهفته در جان خریدار انجام می‌دهد. قدرتی خوشایندتر از قدرت خرید برای خریدار نمی‌توان متصور شد. توجه به لایه‌های درونی‌تر خرید نشان می‌دهد که خرید چگونه به نحو دلپذیر و بسیار جذابی عرصه خصوصی و خلوت خریدار را به عرصه عمومی و اجتماعی پیوند می‌زند. مفهوم سرشت نمای «مُد» اینجا خود را نشان می‌دهد. انسان اهل «مُد» بیش از آنکه شخصی نیازمند به‌نظر برسد به چیزی بیش از عامل رفع یک نیاز، به کنشگری با مأموریت خاص تبدیل می‌شود.

تمام ارزش و اعتبار مد که در نظام نشانگانی به انسان مصرفی و جامعه مسرف اعتبار امروزی بودن و متجدد بودن می‌بخشد و انسان‌ها را همنوا و برابر با یکدیگر نشان می‌دهد بر ناپایداری و بی‌دوامی آن استوار است. مد قرار است بدن را به چیزی زیباتر و معتبرتر از آنچه هست تبدیل کند؛ زیرا بدن ویترین نمایش تمامی مدال‌های جامعه مصرفی است. تمام هدف گفتمان مصرف این است که نشانه‌ها را به‌جای نیازها بنشاند و از راه نشانه‌ها انسان مولد را به ابزار قابل مصرف تقلیل دهد. چه بسا یک راه مقاومت در برابر ابزارشدگی در جهان مصرفی این باشد که دائماً و مکرر از خود و اطرافیانمان بپرسیم.

WP2Social Auto Publish Powered By : XYZScripts.com